صفحات

eckankar Avaye love

eckankar Avaye love
اکنکار

۱۳۹۰/۹/۴ ه‍.ش.

اکنکار چیست؟


بنام سوگماد کبیر



W a h Z
با آرزوی سالی پر برکت
persian-eckankar
persian-eckankar
دانلود سخنرانی سال جدید :
persian-eckankar
اکنکار چیست ؟ اکنکار راه طبیعی باز گشت نزد خداوند ، اکنکار ، دانش باستانی سفر روح نام دارد که علمی دقیق بوده ، خالص ترین تعلیم را در بر می گیرد .(اکنکار)قائم به ذات است وعقل از سادگی ان مبهوت می گردد. از همه ی تعالیم کهنتر ... و سر چشمه ی تمام مکاتب است .
شریعت ـ کی ـ سوگماد (کتاب اول )
سفر روح چیست ؟ سفر روح تجربه ای منحصربه فرد و متضمن باور بقای روح است.دستاورد این تجربه درونی ، عشق به تمامیت هستی و درک زیبایی ان است . صفر روح را نمی توان در موعظه ها و در قالب عقاید محدود تجربه کرد .
شریعت ـ کی ـ سوگماد(کتاب اول)
رویا چیست ؟ آتما (روح) هنگام رویا که به مراتب روانی تعلق دارد ، از پدیده های لطیف زندگی مانند تفکر، شور عاطفی ، هوش و آنچه متعلق به ذهن است محظوظ می گردد . تمام این کیفیات برای کالبدهای متعلق به جهان های روانی مانند کالبدهای اثـیری ، علی و ذهنی ضروری هستند . وقتی که روح در حین رویا بر این وضعیت هـا تسـلط یابد ، حاکم مطلق کیهان خویش می گردد .
شریعت - کی - سوگماد (کتاب اول)
عشق چیست ؟ عشق قلب جهان بینی اکنکار است . عشق جوهره ای الـهی است که وا قعیات را یک پارچه نموده ، روح ها را به هم پیوند می دهد . هر چـه روح به جهان های برتر مـی رود ، این عشـق عظیم تر می شود . عشق ریسمانی است که همهً جهان ها را به یکدیگر پیوند می زند . عشق همانا اِ ک زنده و جوهر سوگماد است.
شعریعت - کی- سوگماد (کتاب اول)
مشکل چیست ؟ برای انسان هیچ مشکلی بزرگتر از خودش نیست . هر کسـی مطابق با میزان تحمل خود مورد آزمایش قرار می گیرد . هیچکس بیش از این حد آزموده نمی شود . هر مشکلی که انسان با آن روبرو می شود ، دارای راه حلی معنوی است .
مشکلات هر کسـی در منفی ترین و آسیب پذیر تریـن وجه و جودی او ریشه دارند .
شریعت - کی - سوگماد (کتاب اول)
استادان اِک کیا هـستند؟استادان اِک را می توان در تمام سیارات و طبقات کیهان نیز یافت . وظیفهً انان یاری بشریت در جهت تکامل ، ارائهً تعالیم و یافتن مرید است . آنان می دانند که این مریدان به سوی استادان حق در قید حیات می آیند تا تحت مسئولیت وی قرار گرفته ، در جهت متجلی ساختن ویژگی هایی چون عشق و خرد در این جهان به خدمت گمارده شوند .
شریعت - کی - سوگماد (کتاب اول)

الف :خویش انضبا طی : عاملی اساسی و مهم در رشد آگاهی فرد می باشد ب : تسلیم :مفهوم تسلیم چیست ؟ چگونه می توان تسلیم بود ؟آیا تسلیم به معنای تکیه تام بر روح الهی است ؟ تسلیم یکی از مهمترین ارکان رشد آگاهی است چرا که تنها با تسلیم است که اشراق و بصیرت و دانش حقیقی معنوی را کسب کرده و به اقلیم خداوند گام می نهیم .
حال این سوال پیش می آیدکه به چه کسی باید تسلیم بود ؟
به استاد درون باید تسلیم بود .
اولین گام تسلیم ،رها کردن تمام تنش ها و تضاد ها ست .
سپردن همه مشکلات و مسائل به استاد درون و نکته در اینجاست که فرد درست زمانی به این مرحله یعنی تسلیم حقیقی می رسد که یقین داشته باشد استاد درون، کنترل او را به دست گرفته و او را در جاده معنویت و رسیدن به خداوند راهنمایی می کند .
تسلیم به این معنی نیست که ما هیچ تلاش و کوشش نکنیم بلکه بدین معناست که علی رغم تلاش مان به نتیجه امر وابسته نباشیم و نتیجه را به استاد درون واگذار کنیم .
نکته دیگر این است که استاد درون بدون در خواست فرد در حوزه آگاهی وی د خالت نمی کند و جای مشکل را به او نمی گوید .البته خیلی به ندرت شاید، استاد مشکل را از سر راه فرد بردارد. اما این به نفع خود فرد است که آن را شناسایی و سعی در بر طرف کردن آن ها نماید . اگر او دائماً برای گذراندن کارماهای مشکل خود به دیگران از جمله استاد درون تکیه کند مانند کودکی می شود که به طور مداوم با همان چرخه کارمای مشابه روبرو می شود تا روزی که به اندازه کافی قدرت و شجاعت روبروشدن با کارماهایش را به تنهایی به دست آورد و عاقبت آن ها را به زانو در آورد . بنابر این آنچه که او باید انجام دهد پیروی از دستورات استاد است .
به محض درخواست کمک از طرف فرد استاد به آرامی توضیح می دهد که ابتدا او باید یاد بگیرد که تمام مشکلاتش را رها کند .هنگامی که فرد به هر درجه ای از رهایی مشکلات (جدایی رفتار عاطفی نسبت به مشکلات) رسید باید گام بعدی برداشته شو دکه این گا م همان چرخش مشکلات به سمت استاد است .
به تدریج استاد درون شروع می کند به رفع مشکلات ،اما باید از همکاری کامل شخص برخوردار باشد . در غیر این صورت موفقیتی وجود نخواهد داشت . البته برای از بین بردن اثر دائمی یک محرک زمان لازم است . فرد ممکن است بی حوصله شود و برای حل مشکلش از دیگران تقاضای کمک کند و یا ممکن است نقض آشکاری را با استاد آغاز کندچون فکر می کند کاری برایش انجام نشده است .
ج: رعایت قانون سکوت :این قانون به خصوص به معنی سکوت در مورد هر آنچه می باشد که مابین استاد درون و فرد می گذرد . آدمها معمولاًبه این قوانین بی توجهی می کنند خصوصاً اگر این آزمون ها مربوط به خودشان باشد .
حقیقت جو فقط مجاز به بیان تجربیاتی است که برای دیگران درس و نکته ای داشته باشد و موجب رشد آگاهی دیگران می شود . در غیر اینصورت اگر بیان تجربه برای خودستایی و اثبات برتری او باشد وی را ا ز ادامه رشد و تجربه درونی باز می دارد .شخص باید این نکته را به خاطر داشته باشد زیرا به مانند لبه تیغ می باشد.
د: تلاش جهت کسب و ارتقاء آگاهی: تلاش جهت کسب و ارتقاء آگاهی از وظایف دیگر یک انسان معنوی است .زیرا وی می داندکه کیفیت زندگی افراد ارتباط مستقیم با میزان آگاهی آن ها دارد.
عواملی که در رشد آگاهی دخالت دارند عبارتند از :
1. توجه دائم ذهن بر روی خدا و مفاهیم برتر و انجام هر کاری با نام او .
2. مطالعه و تحقیق مستدام .
3. درس و تجربه از وقایع زندگی .
یک انسان معنوی می داند که زندگی مانند کلاس درس است و رخدادها و وقایع امتحانات وی و مشکلات و سختی ها سئوالات امتحان وی می باشند. باید لذت حل کردن مشکلات و سختی ها را در خود پرورش دهد و همان قدر از رو درویی با مشکلات لذت ببرد که از حل کردن پازل لذت می برد .
در هر عملکرد معنو ی تجربه لازمه باور است . هر کس می بایست خود کلید خودش را برای گشودن دریچه معنوی بیابد تا به سمت تجربیات معنوی بالاتر رهنمون شود .و گر نه همیشه مشکلاتش در یک سطح و مشابه می شوند .
یک انسان معنوی باید بداندکه این خود اوست که سطح آگاهی خویش را انتخاب می کند و این اوست که جهان خویش را بنا می نهد . ونیز باید بداندکه آنچه امروز هست حاصل جمع تمامی افکار و موجودیتی است که طی اعصار داشته است .
بنابر این گذر از این مرحله به باور وی بستگی دارد.
زندگی‌های متوالی
تناسخ Reincarnation



در نظریه‌ی « زندگی‌های متوالی» خداوند ارواح را خلق می‌کند؛ هدف این است که روح شناخت و آگاهی پیدا کند تا بتواند به خدا نزدیک شود (خدا آگاهی مطلق است). مدتی از دوران سیر تکامل آنها روی کره‌ی زمین است؛ همه‌ی ارواح ضرب‌الاجل برابری دارند؛ هر کس بتواند در طی آن زمان، یا زودتر «واحدهای درسی» که روی کره‌ی زمین باید پاس شوند، بگذراند، از آمدن به کره‌ی زمین خلاص می‌شود. در صورتی که در طی ضرب‌الاجل نتواند واحدها را پاس کند، مورد قضاوت قرار می‌گیرد و بر حسب اعمال خود، در بهشت یا جهنم قرار می‌گیرد.

در این نظریه بهشت هدف بشر نیست، بلکه رسیدن به خدا هدف اصلی است.

در فاصله‌ی بین دو زندگی روح در برزخ تعالیم و درس‌هایی می‌گیرد که مطابق با زحمات و درس‌هایی است که روی کره‌ی زمین گرفته یا خراب‌کاریهایی که انجام داده.
ضمناً روح، در کره‌ی زمین در همان شرایطی قرار می‌گیرد که برای پرورش‌اش لازم است، یعنی ممکن است برای من لازم باشد در این زندگی از نظر مالی کمی در مضیقه باشم، تا صفات شکرگزاری، قناعت و ... را که در زندگی قبلی نتوانسته بودم در خودم پرورش بدهم، رشد کنند.

در فرهنگ معین حلول روح در جمادات و آگاهی های معدنی رسخ یا تراسخ , در قالب نباتات فسخ یا تفاسخ , در کالبدهای حیوانی مسخ یا تماسخ و سرانجام حلول روح از یک کالبد انسانی به کالبد انسانیدیگر نسخ یا تناسخ گفته است .

چه چیزهایی ما را بیاد تناسخ میاندازد؟1- استعدادهای ما نشانی از تناسخ است.
2- علاقمندهای ما در این زندگی نشانی از تناسخ ماست .
3- ارتباط احساسی با اطرافیان ادامه ارتباط مربوط به تناسخ های دیگر ماست.
4- وضعیت های متفاوت انسانها در کره زمین نشان تناسخ و کارماست.
5- دژاوو یعنی آشنا احساس کردن صحنه هایی که می بینیم .
6- ویار زنان باردار یعنی علاقمندی ( سلیقه های غذایی ) روحی که منتظر به دنیا آمدن است .
7- وقتی اشتیاق یا انزجاری شدید از خود بروز می دهیم نشانی از تناسخ است .
8- بسیاری از احساسات ناخود آگاه ما محصول زندگی های پیشین است .
9- مهارت ها و نقایص ما که در زندگی های پیشین شکل می گیرد .
01- سرعت یا کندی پیشرفت آگاهیکی انسان نشانی از وجود تناسخ است .
11- مکان و زمان تولد شما بر اساس وضعیت شما در تناسخ های قبل انتخاب می شود.
۱۲-اگر امروز شما برده هستید باید نشانی از این باشد که روزی شما برده دار بوده اید .

 
یک انسان معنوی در درجه اول فردی است که اصول و قوانین معنوی را شناسایی کرده و بر طبق آن اصول زندگی می کند .
یک فرد معنوی دارای ویژگیهای زیر است :
الف- مسئولیت پذیری
یعنی در همه احوالات و شرایط مسئولیت تمام اعمالش را چه درونی و چه بیرونی به عهده می گیرد. اوضاع و شرایط ،جامعه و افراد را مسبب وضعیت فعلی خویش نمی داند بلکه می داندکه نیات، اندیشه ها و اعمال وی موجب چنین وضعیتی شده و این به وی امکان رشد و تصحیح و انجام بهتر دوباره کارها را می دهد. ب : درک و پذیرش مفهوم خداوند.
یاری از افرادی که درک سطحی از معنویت دارند خداوند را به عنوان شخصیت فرض می کنند . این درک سطحی یا باعث واپس زدگی از طریق معنوی می شود یا درصورت پذیرش موجب پرستش شخصیت استاد می گردد که هر دو نادرست اند. ج:درک قانون کارما
یک انسان معنوی قانون کارما را درک کرده و می داندکه اندیشه ها و افکار این لحظه آینده اش را شکل می دهند . بنابر این مراقب افکار ش است و افکاری را در سر می پروراند که خواهان عینیت یافتن آن است و او نیز می داندکه حال او حاصل افکار و نیات گذشته اوست . د: او تمام کارهایش را با نام و نیت خداوند شروع می کند .
هدفش را خدمت به خداوند قرار داده و تمام زندگی او تحت تاثیر هدفش قرار گرفته است .وی همواره به دیگران خدمت کرده و از این طریق خود را مجرایی برای عبور و عملکرد روح قرار می دهد و همواره از این نکته ظریف آگاه است که چگونه بدون دخالت در حریم شخصی افراد به آنان کمک کند .
حقیقت


هیو اک ماهانتا
اکنکار
آنگه که با روح الهی(اک) تماس برقرارنمایید و همه چیزتان را به اوبسپارید از عمده ترین تا جزیی ترین آنها را بدون تلاش،بدون خطا و بدون ایجاد دردسر برای شما تحت رهبری خود قرار خواهد داد.
از لحظه ای که حکومت شخصی خود یعنی بار سنگین اداره زندگی،درمان جسم،یا محو کردن آثار اشتباهات را به اک واگذارید،او این مسئولیت را شادمانه بر دوش خواهد کشید.
در آن دمی که روح الهی را به آگاهی خویش راه داده و خود را مجرا قرار دهید(مجرا شدن توسط انجام تمرینات معنوی و همچنین پخش و گسترش آیین اک انجام پذیر است) معجزات در زندگی شما آغاز می گردد.
روح الهی همه کارها را کاملا فارغ از شرایط شما و در جهت بهبود خودتان و تمام بشریت انجام خواهد داد.
او هرگز به خاطر دشواری شرایط و محیط شما در مضیقه و محدودیت قرار نخواهد گرفت.
یعنی هیچ محدودیتی زاده نگردیده است که بتواند او را محصور کند.
در اینجا جان کلام این است که:
روح الهی می تواند شما را از تک تک مشکلات رهایی بخشیده و شرایط را به گونه ای بهتر برایتان مهیا سازد.
این است معجزه روح الهی.
او راهنما و توانایی خطاناپذیر است که شما را از آستانه عبور داده و به آن سوی مرزهای بهشت رویایی می برد.
او خطا ناپذیر است.
او توانای مطلق است.
تنها می بایست به او اطمینان کرد.
آنچنان که استادان اک فرموده اند:که شاید آسمان و زمین از میان بروند،اما من هرگز تو را ترک نخواهم گفت.
برکت باشد
بیداری اثر رام داس
( بنام سوگماد )
سری هارولد کلمپ
ماهانتا ، استاد حق درقید حیات حاضر که عصای قدرت اکنکار را درنیمه شب 22 اکتبر سال 1981 از سری داروین گرامی دریافت کرد ، او خدمات خودرا به سو گماد و بشریت از طریق موسیقی ، نوشته ها ، کنفرانسها ، و نوار ادامه می دهد .
ایشان 973 استاد حق درقید حیات ، درسلسله نظام وایرگی است او درسال 1967 میلادی به آموزش اکنکار دانش باستانی سفر روح پرداخت و تحت رهنمود ها وپرورش استاد مسلم اک پال توئیچل قرارگرفت ، درسال 1981 میلادی به سمت استادی ملقب شد واز آن تاریخ تاکنون دراین سمت باقی است .
نام معنوی ایشان ئوازی Wahzee به معنای دکترین اسرار می باشد ، این نام درجهانهای معنوی است . ایشان رهبر معنوی وحافظ معبد فیزیکی چان هان سن واقع درایالت مینه سوتا است .
سری پال توئیچل : PAUL TWITCHELL SRI
ماهانتا ، استاد حق درقید حیات اک ازسال 1965 تا 1971 که سال ارتحال اوبود . بانوشتن کتب متعددی وتعلیمات مدرن اکنکار رابه مردم جهان آموخت ، دارای تأ لیفات ونوشته ها وکنفرانسهای متعددی است ، او به عنوان بنیانگذار اکنکار زندگی وامید فراوانی به هزاران نفر و پیروانش به ارمغان آورد وجانشین خود سری داروین گرامی را دراین مسیر تعلیم داد ، ایشان استاد سری هارولد کلمپ بودند .
لائی تسی : LAI TSI
استاد چینی اک که درقلمرو سا گوانالوک ( منطقة‌ اتری ) نگهبان شریعت کی سوگماد در خرد زرین در شهر ار هیریت است .
فوبی کوانتز : FUBBI QUANTEZ
استاد اک قرن دهم درایران ، معلم فردوسی بزرگترین شاعر پارسی گو : اکنون نگهبان شریعت کی
سوگماد درصومعة کاشوپائی درشمال تبت درشهر اسوارتی لوک ، یا جهان کویری واقع درصحرای گوئی، مجموعه ا شعار فو بی کوا نتز را بیتاگ BYTAG گویند .
گو پا ل د ا سی : GOPAL DAS
استاد درقید حیات قرن 12 قبل ازمیلاد و درزمان حکومت را مسی هم درمصر . ایشان نگهبان بخش چهارم از شریعت کی سوگماد درجهان اثیری که درمعبد خرد زرین تعلیم می دهد . نام معبد اسکله پویسی است .
یا ئو بل سا کا بی : YAUBL SACABI :
استاد اک در میان « مایسه نائین ها » که حوالی سالهای 1700 2000 قبل از میلاد به یونان حمله بردند . او نقش رهبر ی بین گرو ههای مخفی یو نانیان را به عهده داشت واکنون نگهبان شریعت کی سوگماد کتاب مقدس اک درشهر معنوی آگام دس منزلگاه « آشوار کانوا ل » می باشد
تو ا رت ما نا گی : TOWART MANAGI :
یکی ازاساتید اک نگهبان شریعت کی سوگماد درمعبد خرد زرین منطقة ذهنی شهر مرکلاشی ، مقدس آفریقائی که درایام باستان در کشوری که اسمروز جشه خوانده می شود می زیسته .
کا تا د ا کی : KATA DAKI :
استاد حق درنظام باستانی وراگی . او ازاستادان زن می باشد .
جلا ل ا لد ین رو می : JALAL UD DIN , RUME
شاعر وحکیم بزرگ ایرانی درقرن سیزدهم . او آ گا هی معنوی وسیعی داشت و استاد اکنکار بود . از آثار او معنوی و آواز نی ا ست .
ربا زا ر تا رز : REBAZ AR TARAZ :
مشعلدار اکنکار درجهان های پائینی ، معلم معنوی بسیار ی از اساتید اک منجمله پدار زاسک یا پال توئیچل که عصای قدرت استادی را درسال 1965 به او تحویل داد . گفته می شود که بیش از پانصد سال سن او است . ربازار تارز درکلبه ای درکوهستان هندو کیشی زندگی می کند و خود رابرای بسیار یآشکار ساخته است . همینطور که استاد اک درقید حیات درعصر حاضر داروین گرامی درمورد اکنکار ازکمک او برخوردار بوده است .
شمس تبریزی : SHAMUS - I – TABRIZ:
پیر و نگهبان شریعت کی سوگماد در معبد ساکاپوری درمنطقه علی : استاد جلال الدین رومی شاعر ایرانی قرن سیزدهم واز پیروان واساتید اک .
عمر خیا م : OMAR KHAGGAM :
از شعرای قرن دوازدهم ایران که از طرف اک بوده است . او مسئول شفادهی در جهان اثیری است .
حا فظ : HAFIZ :
شاعر معروف ایرانی درقرن چهاردهم که پیرو اکنکار بوده است .
سری د ا روین گرا می : DARWIN GROSS SRI :
972 استاد در قید حیات اک که عصای قدرت اکنکار رادر نیمه شب 22 اکتبر 1971 از سری پال توئیچل دریافت کرد و استاد اخیر به جهان برتر نقل مکان کرد . نام معنوی ایشان داپ زن می باشد .
را می نوری : استاد بزرگ اک وعهده دار مسئولیت تدریس ونگهبانی از سومین بخش از کتاب شریعت کی سوگماد در سیارة زهره در معبد حکمت زرین این سیاره موسوم به خانة موکشا می باشد ومشغول آموزش به روح هائی است که برای یادگیری به آ نجا میروند
«« ا کنکا ر »»
ا کنکا ر بشارتی باستانی است که برخلاف آنچه اکثر ادیان اصولی مدعی اند ، نخستین گناه انسان را آموزش نمی دهد . اکنکار تنها به واسطة تعالیم شفاهی انتقال داده می شد واستادان حق در گذشته گاهگاه پیا م ها را میان گروه هائی از چلا ها ( محصل یا پیرو یک آموزگار معنوی ) پخش می کردند . اما اغلب اوقات آنها دانش اک را از طریق تعلیمات سری به دانشجویان انتقال می دادند . اکنکار نیروی معنوی وعالمگیری است که منشأ آن درهر چیزی قابل ردیابی است ویک جریان اصلی است که از اقیانوس عشق ورحمت یا خدا سرچشمه می گیرد . وتنها جریان زندگی است و به تنهائی ، تمام مفهوم حقیقت رادر بردارد . تا اینجا تعریف ما از اکنکار چنین است : « نیروی معنوی خداوند که دربرگیرندة همه چیز اسئت و زندگی را تشکیل میدهد وتمامی اجزأ وعناصر را میسازد . »
والبته این تعریف شامل بخشهای تشکیل دهندة روح نیز می شود . وخود دربر گیرنده وبو جود آورندة تمامی افکار جهانهای پائین است . هنر ما موسیقی ، مجسمه ساز ی تنها گسترشی هستند از آرمانهای بالاتر اکنکار ، کاری بافرافکنی ندارد بلکه از یک وضعیت آگاهی به وضعیتی دیگر می رویم . اکنکار به خودی خود بایک مسیر جهانی عالمگیر بسوی خداست ، سایرین همه درسایة آن قراردارند . این طور نیست که اکنکار چه می تواند برای ما انجام دهد ، بلکه ما برای اکنکار چه می توانیم بکنیم ،این اصل اساسی اکنکار است که بنیان زندگی را تشکیل می دهد . اکنکار ، اولین آ موزش است که به ما می آ موزد که رستگاری در مرگ کالبد فیزیکی و رها شدن روح نهفته است . اغلب بنا به تربیت فردی دراین جهان ، ما با ید مسیر به سمت بهشت را به شیوة‌ و در طریق که برایمان مناسب تر است طی کنیم ، اما درانتها ، تنها مسیر اک وجود دارد . اکنکار یک راه فردی است ، همه می توانند این راه راطی کنند و لیکن نه به صورت گروه های مجتمع . هر کس باید به راه خود رود وچیزی راتجربه کند که به خودش انحصار دارد . فلسفة اکنکا ر شاخه ای از جریان صوتی اک می باشد که در برگیرندة دانشی است مشتمل بر علم اخلاق ، زیبایی شناسی ، ماورأ ا لطبیعه و د ا نش که ا سا س بنیادی تثلیث میبا شد خرد ، قدرت ، آ زا دی .
ا ک یا جریا ن حیا ت
به ساده ترین عبارت می توانیم بگوئیم که این جریان حیات ، صدای خود پروردگا رمتعال است که درفضادرارتعاش است تنها کیفیت خداونداست که همه چیزرا درسراسر کیهان لمس میکند وآنچه که ما دریافت می کنیم انعکاس صدای سخن خدا ست . بنابراین اک عبارت است از موج حیاتی معنوی که ازسرمنشأ الهی درحال منتشرشدن به سوی هر آ نچه که درهستی است . توسط این جریان موجی ، همه
چیز را آ فریده است وبقآء همه چیز هم توسط آ ن است . دراین جریان است که همگان زندگی میکنند وهستی دارند وبه واسطة همین جریان هم به منشأ و هستی باز میگردیم . توضیح طبیعت این جریان صوتی ممکن است آ سان نباشد نمی توان آ ن را درقالب کلمات تعریف وتشریح کرد . اکنون برای اینکه تصویری ازاین جریان موسیقی داشته باشیم باید بدانیم که این جریان فواصل بین ستارگان وسیارگان رامی پوشاند حتی تااعماق دور دست جهانهای بسیار بالاتر . اک این است فلسفة جریان صوتی حیات . در واقع تنها عنصر حیات است که همة زندگان عالم را به خداوند پیوند می دهد .
هیچ وسیله ای جز اک برای رهائی معنو ی وجود ندارد . بدون سهیم شدن آگاهانه دراین جریان ( اک )
آدمینخواهد توانست ازدام کارما وتناسخ نجات پیداکرده وآزادی وشعف را ازآن خودش سازد . یکی از صورت هائی که نوآموزان نور رامشاهده می کنند به صورت زبانه های آتش است ، در مراحل بعدی چلا نور بیشتری را می بیند و صوت های دیگری را از اک ملکوتی خواهد شنید ، در نتیجه سفیر نوآموز ازنور وقدرتی بسیار زیاد آکنده می شود ، از اک آکند ه شدن به سادگی عبارت است از سهیم شدن در جویبار صوتی حیات وجذب شدن درآن پس تمامی حقیقت این است : سفیر روح ، جریان صوتی حیات ، آ زادی معنوی ، این جدا نور واقعی خداست که هر کسی را که به جهان پای می گذارد روشنی بخشد . این جهان رسیاله ای است که اک نام دارد .
ما ها نتا ، استا دحق در قید حیا ت
کسی که عصای قدرت اک راپذیرفته باشد می تواند ماهانتا شود . این یک لقب معنوی است که اشاره دارد به بالاترین مقام معنوی که هنوز دراین جهان زندگی می کند و وظایف استاد حق در قید حیات راعهده دار است . هر کسی که لقب ما ها نتا رادارد تجلی الهی خدا روی زمین است . وظیفه ومسئولیت اواین است که روح هائی را که آ مادگی لازم را کسب نموده اند برای اقامت ابدی به سرچشمة الهی باز گرداند. هر استاد حقی می باید هنگام دریافت ردای معنوی درمراسم وصل ، که آئین پذیرفتن عصای قدرت اک می باشد شرکت کند . او باید دریک آئین جمعی درحضور استادان معنوی گذشته مانند بزرگانی چون فوبی کوانتز ، راهب اعظم دیر کاتسو پاری ، یائوبل ساکابی ، رهبر ما فوق الطبیعة شهر آگام دیس ، رامی نوری ، در معبد حکمت زرین در سیارة زهره ، گوپال داس درطبقة اثیری ، شمس تبریز ، طبقة علی . توآرت ماناگی طبقة ذهنی ، لائی تسی در طبقة اتری ، جوچیائو درطبقة روح و علاوه براینها هیئت نه نفری اساتید ناشناخنه ، و استاد خودش اعلان کند که در خلال مدتی که لقب ما ها نتا راحمل می کند وظائف مربوطه رابجا آورد . بعد از پذیرفتن عصای قدرت ، هیچ راهی برای شانه خالی کردن از زیر بار وظائف ما ها نتا وجود ندارد . در خلال این مراسم است که اک نازل شده ، وارد استاد می شود و به او قدرت کلام خدا راعطا می کند .او از طریق این قدرت به یک تجلی واقعی از قدرت خدا بدل می شود . واین وضعیت رادرتمام زندگی اش در زمین و سراسر کیهان های خدا حفظ می کند بغیر از استادان اک ، هیچ نظامی از استادان معنوی به این قدر ت ومنزلت نیستند . اولین وظیفة استاد اک ، اتصال روحها به جریان اک می باشد او برخلاف بسیاری از کسانی که با دادن پذیرش ابزار ارتباط پیروان خود با مصادر بیشمار آ گاهی می شوند . می گذارد تا خود نو آموز اک شایستگی مراتب وصل را در اکنکا ر کسب کند ، علت آن هم این است که خیلی ها خطاب می شوند اما معدودی ازمیان آنان برگزیده میشوند به این دلیل استاد مراقب است که به چه کسی وصل در اکنکار را عطا کند . دوم اینکه استاد حق در قید حیات می باید راه رابه واصلین نشان دهد چون پیروان او محسوب می شوند . کلید ورود به جهانهای بهشتی منحصرا در اختیار استاد حق است . بدون استاد ، هیچ روحی نخواهد توانست راه رهائی از چرخة تولد ومرگ را بیابد او ممکن است بتواند تا نواحی اول ودوم ازجهانهای بهشتی برسد اما درآنجا متوقف می شود . اوتعلیماتی را در زمینة سفر روح آموزش می دهد که در هیچ کتاب دیگری یافت نمی شود .
استاد حق در قید حیات سرمشق نور وصوت الهی است . عملکرد او آوردن نور وعشق به دنیا است تا همه بتوانند از این دوجنبة سوگماد بهره مند شوند . منظور فقط چلا های اک نیست بلکه تمام عا لمیان بهره مند می شوند . فقط استاد حق در قید حیات شایستگی کافی جهت ارائة حقیقت را به همان صورتی که هست به جوینده دارد . بدون استاد ، جوینده حلقة اتصالی نداردکه او رابه سرچشمة‌الهی پیوند دوباره بخشد ، چون لقب کلام زنده به استاد حق اطلاق می شود . استاد حق درقید حیات از آ غاز کائنات در قالب شکل وجود داشته و در همة اعصار ظهور می کند . از آغاز زمان لحظه ای نبوده که اوحضورنداشته باشد . این فقط کالبد ونام او است که تغییر می کند وازآنجا که تنها حلقة اتصال هوشیارانه بین وجودهای ماورائی پردة پدیده ها وجسمیت حیات درتمام طبقات می باشد ، در حضور هر موجودی در هیئتی جلوه می کند که او بتواند اورابشناسد . مهم نیست ، استادی که درگذشته می زیسته چه مقام بزرگی داشته ودر چه مقیاسی عمل می کرده است . پس از رحلت ، او دیگر نه می تواند در آن ظرفیت عمل کند ونه میتواند چلا را به اتالیم بهشتی رهنمون شود . چلائی که درکالبد انسانی حضور دارد احتیاج به استادی دارند که در کالبد فیزیکی زندگی کند . هر استادی که رحلت کرده سمت و جایگاه خود را به استاد دیگری که درکالبد انسانی زندگی می کند تفویض می کند . استاد حق د ر قید حیات ، عصای قدرت اک رادر لحظة معینی به جانشین خود می دهد و خود به جهان های دیگر عقب نشینی می کند ، گاهی هم تصمیم می گیرد که در ساحت فعالیت فیزیکی باقی بماند . از جمله این اساتید ربازار تارز ، فوبی کوانتز ، یائوبل ساکابی می باشند . استاد پیشین به تقویم زمینی ، همیشه در تاریخ اول آ بان ماه مطابق با بیست و دوم اکتبر ، سمت خود را ترک وجانشین وی عصای قدرت اک را می پذیرد . وقت دقیق این جایگزینی ، نیمة ‌شب ودر دور ة قوس کامل ماه ومحل آن درة شانگتا در شمال تبت ، نزدیک رهبانگاه کاشو پاری است این مراسم در چشم اندازی در مجاورت الهامکدة تیرمر تحت نظارت یائوبل ساکابی برگزار می گردد . پیروان واستادان نظام وایراگی ( نظام عدم وابستگی )در مراسم انتقال ردای قدرت اک حضور می یابند . بزرگانی چون فوبی کوانتز ، راهب اعظم دیرکاتسوپاری ، یائو بل ساکابی ، رهبر شهر معنوی آ گام دس ، را می نوری ، در سیارة زهره ، گوپال داس در طبقة اثیری ، شمس تبریز ، طبقة علی ، توآ رت ماناگی ، طبقة ذهنی ، لائی تسی در طبقة اتری ، جوچیائو در طبقة روح . آ نگاه استاد حق در قید حیات خدمت تازة خود رااز سر می گیرد و هر روحی راکه امکان شکوفائی اش فراهم آمده باشد به جهانهای بهشتی باز می گرداند ، او به تنهائی عمل می کند ، قانونی برخویشتن است ، هر آنچه میل داشته باشد انجام می دهد ، به میل خود به این جهان می رود ، کسی نمی توانداورا ازاراده اش باز دارد ، او پیش از رسیدن به مقام استادی همة بندهای انسانی اش راگسسته است . عشق او باعدم وابستگی کامل همراه است واز دیگران هم انتظار عشقی غیر وابسته رادارد . هیچ کس قادر نیست خصوصیات وتوانائی های درونی وبیرونی ما هانتا ، استاد حق در قید حیات را بر شمرد چرا که او تجلی زندة خداوند بر روی زمین وتمامی کیهان هاست .
« تمرینا ت معنو ی اک »
تمرینات معنوی اک به این منظور قرار داده شده است که چلا بتواند دانش کامل ورضایت بخش ازتجربیات درونی والهی حاصل از ماجرا هائی که در جهان های خدائی برایش پیش می آید ، بیاندوزد . ما به تنهائی کار ی بیش از این نمی توانیم انجام دهیم اما در صف نخستین این امور استاداک مسئولیت رهبری رابه عهده دارد . در تمرینات معنوی اک سرو کار ما با نور و صوت خدا است . با انجام این تمرینات ، فرد در می یابد که سوگماد آنکه نادیدنی است ، ممکن است در هر زمانی با وی سخن بگوید . صورت این تماس ممکن است در قالب یک پیام باشد ، شاید فقط یک نفس عمیق ، نوعی احساس گرمی ، یا برداشته شدن بار ی از وجدان ، اما ظرف یکی دو دقیقه تأییدی از درون دریافت می شود . آنچه حائز اهمیت است ، بینشی است که عطا شده ، چون صدای خدا فرصت تجلی یافته است ، حضور خدا محسوس شده وصلح وآرامش چلا رادربرمی گیرد . به این علت است که اک ازطریق ، آ گاهی روانی وانسانی به دست نمی آ ید ، آنچه می باید درک شود ، جریان قدرت معنوی است ، تشخیص آ ن در درونمان رخ می دهد . زیرا نه می توانیم خدا رابه چنگ بکشیم و نه اینکه در فکرمان ، مثل فکر او را نگاه کنیم وآن فقط هست : اگر شخصی بااستفاده ، انجام دادن وتمریناتی که در دیسکو رس ها قید شده موفق نشده و به نتیجه نرسیده است شاید این افرادباید به جستجو در آگاهی درون خود بپردازند . چرا که عوامل بسیار ظریفی وجود دارند که به طرزی ناخود آگاه ازدرون به بیرون راه یافته اند که مخصوصا به استاد حق در قید حیات مر بوط می شود . البته باید چلا این را به خاطر داشته باشد که تسویة کارما وبرطرف کردن عادات منفی از طریق تمرینات معنوی پایان کار نیست ، بلکه فقط یک قدم است که برداشتنش برای رسیدن به خدا لازم است . فرا رفتن از بدن ، بالاترین وسیله هاست برای رسیدن به خدا . از طریق تمرینات معنوی اکنکار است که ما میتوانیم به این قلمروهای اعلا دست پیدا کنیم . و قرار گرفتن دریک نوع استغراق عمیق که درآ ن شخص خود را از مو ضوع عبادت تشخیص نمی دهد و هر دو یکی می شوند تمام آ نچه که باید انجام دهیم این است که سفر روح را از طریق تمرینات معنوی یاد بگیریم تا بتوانیم وارد طبقة پنجم ( روح ) شویم مر تبه ای که به عنوان طبقة روح خالص شناخته شده است .
« سفر روح »
مقصود اصلی از سفر روح یافتن اقلیم بهشتی خداست . سفر روح کلیداصلی برای گشودن اسرار جهان معنوی است . این وسیله ای است برای رسیدن به اقلیم روح که به عنوان سرزمین بهشت ساخته شده است . جائی که خدا سرچشمة ‌خود رادر مرکز تمامی هستی ها تأ سیس کرده ا ست . جدا از این حقیقت ، ما مقصو دی دیگر برای اکنکا ر ، در جهانی که درآن زندگی می کنیم ، می یابیم ، و آن حل مسائل زندگیمان ازطریق سفر روح است . رمز سفر روح ، جدائی روح از بدن از سه اصل اسا سی و بنیانی تشکیل شده است واین سه اصل عبارتند از : تفکر ،نور وصوت . هر یک از این سه دارای نقشی در ترک ارادی بدن وبازگشت به آن می باشد . تفکر ، آ ن اصل که به عنوان فعالیت می شناسیم ، توسط قوة تخیل به انجام می رسد ، با قرار دادن نیت مان در موقعیت یاعملی خاص ، کالبدهای درونی مان در محدودة سه جهان اول ، دنباله روی فکرمان خواهند بود . نیت اصلی دراین است که بایک سفیر روح که می تواند ما رادر کسب تجربه در حالت خارج از بدن یار ی دهد . ارتباط برقرار کنیم . بخش دوم از این سه اصل با نور هستی مربوط می شود که به نوبة خود مطالعه ای کامل است . برای کسانی که این نور رادرشکل خالصش دریافت کنند خرد ، عشق وبرکت به ارمغان می آورد . واغلب بهصورت یک شعلة گلی رنگ ، مانند ردائی به دور شخصی که انتخاب شده است می پیچد . نور خدا هنگامی که خود را از طریق روح دریک فرد ملاقات می کندتبعیض قائل نمی شود . این نور برهر کسی که باز بوده وآ مادة در یافتش باشد جلوه می کند ، صوت سومین ومهمترین بخش از این سه اصل است . صوت تم اصلی تمام ادیان ونیروی آ فریننده وحفظ کنندة‌تمام جهان ها ، از جمله جهان مادی است . صوت تمامی وجود الهی است وتمامی خصوصیات اورا دربرمی گیرد . هنگامی که شخص قابلیت سفر روح رادر خود توسعه دهد گوش معنوی او قادر به شنیدن صدا ها شده واز آ ن لحظه تزکیة ذهن و روح او آغاز می شود . کسی که قابلیت سفر روح دارد می تواند بانشستن در سکوت و به حالت استراحت مطلق در آ وردن خود ، آ نرا تمرین کند . هنگامی که این تجربه در چندین جلسة تمرین ادامه پیدا کند ، تمرین کننده در می یابد که صدا توسط گوش درون شنیده خواهد شد و نور در پیش چشمهای معنوی او شروع به ظاهر شدن می کند . رسیدن به این مرحله به تمرین نیاز دارد و باید با شکیبائی در انتظار وقوع آن باشیم . برای یک روح سفر به جهان های بهشتی یک سفر تنهاست زیرا بجز سفیر روح یا را هنمائی که او را به ناحیة پنجم برده و در آنجا رهایش می کند به ندرت اتفاق افتاده که کسی دیگر در کنارش باشد . این سفر حقیقتا سفری است تنها در راه باز گشت به خانة بهشتی . استاد درون در بسیار ی از اوقات در آ گاهی در ونی انسان ظاهر می شود بخصوص هنگامی که چلا درحال عبادت است شکل معلم ممکن است در پردة ذهن ظاهر شود . این شکل باچلا حر ف می زند وبه او دستوراتی معنوی می دهد . واغلب او راباخود به اکتشاف طبقات بالاتر می برد هدف استاد این است که نحوة‌جدا کردن روح از کالبد را به ما نشان داده وراه صحیح را به سمت بهشت به ما بنمایاند . هیچ کس د یگر قادر به این کار نیست . این جهان های مخصوص ، تخیلات ذهن یا تصورات نیستند بلکه واقعیاتی هستند که ما پس از رسیدن به درجاتی در تجربة خارج از بدن یا آن چه سفر روح می نامیم بدان آ گاه خواهیم شد . تجربه نمائی ، همراه با فهم وبینش نسبت به ذات این هستی و مشاهدة این که تمامی حیا ت برچه استوار است در نتیجة سفر به اقلیم الهی ا ست . اما سریعترین راه برای نیل به این هدف از طریق سفر روح میسر است . چون دیر یازود هر فردی که جستجوئی سخت کوشانه وجدی را در خصوص زندگی معنوی در پیش گرفته باشد به طریق اکنکا ر خواهد پیوست . طریق دانش سفر روح .
« طبقا ت الهی »
بطور کلی وجامع طبقات الهی به دو بخش تقسیم شده است : طبقا ت تحتانی وفوقانی . طبقا ت پائینی از اقلیم مادی زمان ، ماده ، مکان وانرژی ساخته شده است . که البته طبقة فیزیکی هم جزئی از همین جا است . طبقات فوقانی که مقصد معنوی مارا تشکیل می دهند . ساحتی ماورأ زمان و مکان است ، جهان های حقیقی خداوند ، نخست طبقة فیزیکی : مکانی برای فرصتی بسیار منحصر به فرد زیرا که اینجا کلاس امتحان روح است . این یک فرصت افتخار آ میز برای روح است که د ر اینجا باشد . یک کالبد انسانی برخود گیرد وبا بازوان وآ غوش باز از تجربیات غنی و گهر بار زندگی استقبال کند . زمین ، جهان خاک ، مهمترین بخش از سیستم آ موزشی خداونداست . کارما و تناسخ در این طبقه پا به عرصة وجود وتقدیر می گذارند . طبقة دوم ، مقصد معمولی مردمی است که شبانه در خوابند ، طبقة اثیری نام دارد . در عین حال که این طبقه جهانی است با تمام جزئیات ودقایقش واقعی ، منشأ عواطف و احساساتی است که همة مردم در طی روز و هنگام بیداری خرج می کنند . طبقة اثیری وجه بالاتر طبقة فیزیکی است اما از قماش بسیار لطیف تر و ماهرانه تر از طبقة فیزیکی . همچنین دراین طبقه موزة اثیری اک وجود دارد که یکی از مکانهای مورد علاقة بسیار ی از اعضای جدید اک می باشد . سومین جهان از بخش تحتانی ، طبقة علی می باشد . این جهان معدن خاطره ها است و پیشینة تمامی زندگی های شما در روی طبقات فیزیکی و اثیری در آ ن بایگانی شده است . طبقة علی محل خاطره ها وتالار پیشینه هااست . یک رویا گر می تواند از ما ها نتا ، استاد رویا تقاضا کند که او را به آ نجا برده وچشم اندازی از زندگی های گذشته را به او نشان دهد . اگر رویا گر از نقطه نظر معنوی آ ماده باشد ، ما ها نتا او را با خود به این تجربه خواهد برد . چهارمین طبقه ، طبقة ذهنی است . مسافرین اغلب این طبقه را به عنوان جهان رنگهای آ بی می شناسند . علتش این است که دراین جا ما ها نتا در نظر رویا گر مسافر در قالب نو ر آ بی ظاهر می شود که یکی از نشانه های طبقة ذهنی می باشد . این طبقه سرشار از طیف کامل رنگها است ، تفاوت دراین جا اینجا است که نور دراین طبقه واضح تر ، روشن تر ، و زیباتر از هر یک از جهانهای افلاک طبقات زیرین است ، و به این دلیل است که خلوص نور وماده به علت نزدیکی این طبقه به طبقة‌روح میباشد که نخستین طبقه از نواحی حقیقی معنوی است و بعد از طبقة‌ ذهنی قرار دارد . طبقة ذهنی منزلگاه میلیونها روح است . ساکنین این طبقه از رشد ذهنی بالائی برخوردار ند رشد ذهنی را با اخلاقیات اشتباه نگیرید زیرا که حتی طبقة ذهنی هم هنوز یکی از کلاسهائی است در طرح الهی که به روح ها فرصتی برای کسب نشانه های عشق ، خرد وقدرت معنوی می دهد .
طبقة اتری : بلا فاصله فراسوی طبقة ذهنی قرار دارد . طبقة اتری به این دلیل که عملا بخشی از نواحی فوقانی طبقة ذهنی است ، ما آ‌نرا جزء هما ن طبقه محسوب می کنیم ، هر طبقه ای دارای یک کلمة‌مقدس است که به نوعی مانند کلید می ماند که اسرار طبقة مربوطه را آ شکار می کند در طبقة اتری با جو می باشد ، این طبقه جایگاه اشراق است منشأ ذهن ناخود آ گاه ازاین جا شروع می شود . این طبقه حائلی بین طبقات خالص معنوی بالا وجهان های ناخالص مادی در پائین است . نام دیگر یکه برای ذهن اتر ی اتخاذ شده سانسور گر است ، این ذهن هنگامی پا درمیانی می کند که دیدن زندگی گذشته احتمال ورود صدماتی را به روند معمول زندگی فعلی شخص به همراه داشته باشد . طبقة پنجم ، طبقة روح است : این ناحیه یکی از بزرگترین نقاط عطف در زندگی فرد را موجب می شود . این طبقه اولین مرحله از جهان های حقیقی معنوی است ورسیدن به این سطح از آ گاهی باید نخستین هدف ما در اک باشد . اینجا طبقة نائل آ مدن به اکشار ( خود شناسی ) است در اینجا به وضعیت خود شناسی دست می یابیم . در طبقة پنجم ودر طبقات ماورأ آ ن، نور وصوت خالص خدا می تواند قلب شما را هرچه سریعتر اوج داده و به آ ن قوام بخشد . همة کسانی که به خدا عشق داشته باشند روزی به این طبقه خواهند رسید وکلمه ای که برای این طبقه زمزمه می کنیم سوگماد است . در طبقة فیزیکی کلمة آ لائی ، در طبقة اثیری کلمة ما کالا ، در طبق‌علی کلمة مانا ، در طبقة ذهنی کلمة آئوم(ام ) می باشد . طبقة بعدی الخ ( آلاخ ) لوک می باشد . لوک به معنای طبقه می باشد کلمة ذکر این طبقه شانتی می باشد کسانی که به این طبقه می رسند آ رامش وشعفی رادراینجا تجربه می کنند که اگر قوة تمیزشان قدرتمند نباشد قصد استقرار در همین طبقه رادارند . طبقة بعدی آلایا لوک می باشد این طبقه جهان بی پایان نام گرفته است چون عظمت آ ن موجب می شود تصور کنیم انتهائی ندارد غالبا این طبقه را ساچ خاند می نامند وگوئی درآ ن ابدیت آ غاز می شود وپایان می یابد کلمة این طبقه هوم ، صدائی مانند زمزمه با لبان بسته است . طبقة بعدی : حوکیکات لوک : اینجا بالاترین وضعیتی است که یک روح به آ ن نائل می شود وقتی روح به این طبقه می رسد غالبا مجبور می شود پیش از اینکه عازم جهان های بعدی شود و دوامی معادل اعصار بی پایان را در آنجا طی کند کلمة‌این طبقه آ لوک می باشد . طبقة بعدی آگام لوک : پیروان اکنکار این طبقه را به نام طبقة دسترس ناپذیر می شناسند . کلمة ایجا حوک یا همان کلمه ای است که در فارسی به صورت حق درآ مده است . نور این طبقه آ نچنان درخشان ا ست که کلمه ای برای وصف آ ن وجود ندارد . طبقة بعدی : آ نامی لوک : که نام این طبقه جهان بی نام است زیرا چیزی نیست که بشود دربارة آن گفت ، دراین طبقه تلفظ ذکر ی که خوانده می شود هیو که در بعضی مکاتب آن را هو تلفظ می کنند ، می باشد . این کلمه نام کیهانی خدای متعال است ، صدای این کلمه در هر لفظی ادا می شود آ واز پرندگان ، صدای باد ، هوا ، هجوم آب ، این ذکر همه جا برپاست ، طبقة بعدی جهان سوگماد . اکنکار ادعا نمی کند که فقط دوازده طبقه وجود دارند چون فراسوی آنامی لوک هنوز عدد بی پایانی از طبقات الهی هستند که استادان حق برای مکاشفات بیشتر می شناسند واما طبقة دوازدهم طبقة سوگماد ، این طبقه را به عنوان سوگماد ، واقعیت زنده می شناسیم نام دیگرش اقیانوس عشق ورحمت می باشند . بالاتر از این اقیانوس وضعیتی از شناخت بنام آ‌کشار می شناسیم که برهمة جهان ها پوشش دارد صوت این طبقه موسیقی خداست وتنها به تجربه معنی دارد و نمی توان در قالب کلمات آ‌نرا توضیح داد .« کا لبد ها ی ا نسا ن »
بخش های حقیقی وجود انسان ، عملا کالبدهای متفاوتی هستند که انسان در طول اقامت خود در جهان های پائین بر تن می کند اولین بخش جسم نام دارد که ما آ نرا به عنوان بدن فیزیکی و یا خویش حیوانی می شناسیم . این همان کالبدی است که به چشم دیده می شود ، زخم بر می دارد ، مریض می شود مر گ را تجربه می کند و دوباره به زمین بر می گردد ، وایستول ساروپ نام دارد . که در زبان هندو معنای کالبد جسمانی رادارد . دومین بخش بدن ظریف تر ی است که ما آ نرا به عنوان سوخشام ساروپ که به معنا ی بدن ظریف است می شناسیم ودیگران بانام کالبد نورانی یا نوری ساروپ آ نرا می شناسند . عموما در یان دانشجویان موضوعات معنوی با نام کالبد اثیری شناخته می شود که از بدن جسمانی سبک تر بوده و از نظر کیفیات ظریف تر می باشد . این بدن از آن جهت بدن استرال نامیده میشود که به چشم انسان های روشن بین ، مانند ستاره ها می درخشد ، این کالبد در مالکیت وتحت کنترل ماست . این کالبد از طریق پنج حس خودش با بدن جسمانی و دنیای بیرون تماس می گیرد هنگام مرگ روح معولا تا حداین کالبد عقب می کشد و در مکانی در طبقة اثیری در انتظار می ماند تا وارد بدن جسمانی دیگری شود اگر لازم باشد که روح یک بار دیگر تناسخی در روی زمین داشته باشد . درون این کالبد ، کالبد علی قرار دارد که آ نرا کاران ساروپ می نامیم از آ ن جهت آ نرا علی می نامیم که نمایندة کالبدی است که در آن تمام علت ها یا معلولهائی که ممکنست در زندگی بیرونی ما تأ ثیر بگذارند جمع شده است کالبد علی در کیفیت همانقدر ظریف تر است از کالبد اثیری که کالبد اثیری از کالبد جسمانی . کالبد علی را کالبد بذری نیز می خوانیم چرا که به عنوان غلا فی می ماند که تما م علت های مربو ط به کارهائی که باید دراین زندگی پس بدهیم کاشته می شود.
غلاف بعدی به دور روح کالبد ذهنی یا نیچ ماناس ساروپ می باشد وبسیار ی با نام تخم ذهن آ نرا می شناسند . کالبد ذهنی ظریف ترین و لطیف ترین کالبدهاست وصرفا به دلیل اینکه در رابطة نزدیک تری با روح قراردارد نسبت به دیگر کالبد ها از قدرت های بزرگتری برخوردار است این کالبد آخرین کالبدی است که انسان قبل از واردشدن به طبقة روح از خود جدا می کند . آ نگاه خود رابه صورت روحی خالص نظاره می کند روحی که از طریق درک ودریافت مستقیم و بدون اتکا به ابزار ارتباطی ، عبادت ویا روش های دیگر که در طبقات پائین برای ارتباط با خدا ملزم به استفاده ازآ نها هستیم ، قادر است همة چیزها رابداند وواز شادی وشعف خالص زندگی بهره ور شود و در جهان های بالاتر زندگی کند .
« مروری کو تا ه بر پنج نفسا نیا ت ذ هن »
از طریق مشاهدة دقیق می توانیم در یابیم که چگونه پنج عامل مخرب ذهنی روی ا نسان مؤثر واقع می شود . این پنج عامل توسط شهوترانی وارد عمل می شوند ، بزرگترین لغزش که ذهن می تواند به انسان تحمیل کند والبته کانالی است که او می تواند برای دعوت از این نفسانیات بداخل ذهن باز کند . این پنج خوا هش نتیجة مایا ( توهم ) هستند . اینها به انسان وعده های بزرگی از چیز های شگفت آ ور سهل الوصولی می دهند . از جمله اینکه اگر بردبار باشیم وبا تمامی موانع برسر را همان بجنگیم ، ثروت ،عمر طولانی همراه باشادی ، عشق ولذت های جسمانی نصیبمان خواهد شد اما تنها ارمغان آنها تلاش خشنی است در مقابل جهان پائین . ویک دور بی پایان از چرخ هشتادو چهار .
کاما یا شهوت : هر گونه عملکرد عادی است که بدان اجازة تقاضای غیر عادی داده شود و آنرا به عاملی مخرب وتحقیر کننده تبدیل کند کلا به تمام اشتیاق های غیر طبیعی جنسی اطلاق می شود اما مواد مخدر ، الکل ، غذا ها را هم در بر می گیرد .بنابراین عملکرد اصلی کاما دراین است که انسان را تحقیر کرده و او را تاحد اشتهای حیوانی پائین آ ورده و در همان جا نگهش می دارد . ذهن بر روی هر چیزی تمرکز کند جزئی از آ ن می شود به عبارتی ما هر چه بیشتر روی هر چیزی فکر کنیم و تصور آ نرا بکنیم شباهت ما بهآ نچه در فکرمان است بیشتر میشود . کرودها یا خشم :عبارت است از برانگیختن ، نزاع ، ایجاد اغتشاش وپریشان کردن توجه انسان باهدف باز داشتن او از تمرکز . خشم صلح راازبین می برد عشق را خنثی می کند ، نفرت برمی انگیزد بنابراین خشم مجموعة آ ن چیزی است که ما به عنوان شیطان می شناسیم و تمام خصوصیات اصیل ذهن وروح را می سوزاند . تا هنگامی که خشم بر ذهن مستولی باشد . هیچگونه پیشرفت در طریق معنوی برای شخص ممکن نیست ، خشم خود رادر قالب نقاب هائی مانند ، افترا ، سخن چینی ، غیبت ، بی حرمتی ، عیبجوئی ، بی حوصلگی ، تند خوئی نشان می دهد . هر کسی که درهنگام خشم سفر روح کند نتیجة بسیار کمی از انعکاس خود می گیرد چرا که به طبقة اثیری که ساکنین آن پائین ترین موجودات هستند انعکاس می یابد . لوبها یا طمع : مقصود طمع به بردگی گرفتن انسان برای چیزهای مادی زندگی ومخدوش کردن ذهن او برای ممانعت از دریافت های ارزشهای بالاتر معنوی است همانطور که شهوت مارا در طبقة حیوانی اسیر می کند طمع ما را به یک قدم پائین تر یعنی طبقة معدنی پیوند می دهد و مارا به پرستش طلا وسایر فلزات گرانبها وجواهرات وادار می کند . طمع آ‌گاهی انسان را سخت کرده و به بی رحم ترین برده دار در میان نفسانیات پنج گانه تبدیل می شود برخی از فازهای آن ، دروغ گوئی ، دوروئی ، سرقت ، رشوه دادن وگرفتن ، حیله گری وغلط اندازی .
موها یا وابستگی : به معنای وابستگی به یک چیز و یا احساس تعلق به یک شخص است پس از اینکه جذب این ارزشهای غلط که فقط در ظاهر ارزشهای والائی هستند شدیم دیگر برای هیچ چیز وقت نداریم . این دقیقا منظور وابستگی ا ست ، این نقطة عطف مسامحه است انتظار برای چیز ی که قرار است ظهور کند پیامبر موعودی که تمام بار را از روی دوش مابر دارد . آ هنکارا یا خود پرستی این کلمه دو معنی دارد : اولین معنای آ ن یکی از ارکان ذهن است که به ما آ گاهی از خود . قدرت تمیز خود از دیگران و من بودن اعطا می کند . آ هنکارا از بزرگ نمائی خودش تغذیه می کند و هزاران راه مختلف دارد که ذهن را در فضائی همراه با احترامی بیش از آنچه شایستة آ ن است نگا هدارد .حق به جانبی یکی از بدترین قسمت های خود پرستی ذهن است وچنین فردی به ندرت دارای طبعی مزاح گو است . منظور اصلی خود پرستی ایجاد سدی در راه ما برای رسیدن به حقیقت است و برخی از فازهای خودپرستی عبارتنداز : تعصب ، اعمال نفس ، پوشیدن لباس های پر زرق وبرق ، رئیس مآبی ، سرکوفت زدن . بنابراین هر کسی در تلاش برای انجام سفر روح است ابتدا می بایستی نگاهی به پنج نفسانیات ذهن خود انداخته وشروع به تصحیح آ نها کند.
« ذهن و بخش ها ی مختلف آ ن »
در مورد ذهن در ارتباط با دانش پژوهان ماورأ الطبیعه به مقدار زیادی آمیختگی واژه ها وجود دارد واغلب به ذهن معنوی ، ذهن خدائی ، ذهن اثیری ، ذهن فیزیکی اشاره می کنیم . ولی هیچ کدام از اینها درست نیست ذهن به خودی خود آ‌خرین غلافی است که به دور روح پیچیده شده وآ خرین کالبدی است که روح باید تا قبل از وارد شدن به اولین طبقة‌خالص ( طبقة‌روح ) باخود حمل کند .ذهن درقسمت های پائین طبقه بر هماندا شکل داده می شود . ذهن درجهان های پائین ، بالاترین نظم ماده در جهان هستی است ، اما ازجهان های اعلای روح خارج است . عملکرد اصلی ذهن این است که به عنوان یک ابزار برای روح کارکرد داشته باشد تا بتواند تمام تماس های روح با جهان مادی را برقرار سازد . ذهن ابزار بسیار مفیدی است به شرط اینکه تحت کنترل روح باشد صاحب هیچ قدرت استدلال وعقیده ویا رفتاری نیست . ذهن را میتوان از لحاظ عملکرد و یا مرحلة فعالیت به چهار بخش تقسیم کرده وگاهی این قسمت ها را به نام آ نتیشکاران می شناسیم که اسمی شرقی برای آ نها است . این چهار بخش ذهن عبارتند از : چیتا ، ماناس ، بودی ، آ هنکار .
چچیتا آ ن رکنی از ذهن است که از شکل ، زیبائی ، رنگ ، ریتم ، هماهنگی الگو بردار ی می کند از میان آ‌نها ، از کیفیاتی که خوشش بیاید لذت می برد ، وچیزی را که دوست نداشته باشد شدیدا پس می دهد این علا ئم را چیتا بیشتر از طریق چشمها وسایر ابزار حسی دریافت می کند و پس از قبول یا انتخاب آنچه دوست دارد آ نرا به بودی رد می کند که ما آ نرا به عنوان عقل می شناسیم .
ماناس : عملا عنصر ذهنی است . این همان رکنی است که ما از آ ن در جهت ثبت علائم که از طریق حواس بویائی ، چشائی ، شنوائی ، و لامسه در یافت می کنیم بهره می بریم . مهم ترین خصیصة ماناس مزه ( یا حس چشائی ) است . ماناس هم در مورد تأ ثیرات ویژه به همان ترتیب عمل می کند که چیتا مزه می کند ولذت می برد و آ نچیزی را که دوست نداشته باشدرد می کند . احساس و مزه در واقع یکی هستند و رکن ماناس هر دو را به صورت یک سری علامت ویژه دریافت می کند . عکس العمل هایش اتوماتیک است و از هر چیزی که در جهت لذت بردنش تربیت شده باشد لذت می برد . بنابراین عکس العمل هایش فوری هستند نه از مزه ای خوشش می آ ید ونه با آ ن مخالف است و این علا ئم را برای قضاوت نهائی به رکن بودی رد می کند .
بودی رکن تفکر است . این رکن ، عقل را در انسان به ظهور می رساند آ ن نیروئی که از فکر بعنوان واسطه ای برای ارتباط با جهان خارج استفاده می کند . بنابراین ابزار تفکر ، تمیز وقضاوت است بودی بعد از گرفتن علائم وتأ ثیرات از رکن قبلی یعنی چیتا ، عامل تفکر را به جریان انداخته وقوة تمیز ایجاد می شود و سپس تصمیم گرفته می شود که چه چیزی باید پذیرفته شود وچه چیزی رد شود . بعد از قضاوت ، تصمیمات به قسمت نهائی ذهن که مجری دستورات ا ست ارجاع می شود این بخش از ذهن را ما به عنوان آ هنکار می شناسیم . این بخش تصمیمات سایر ارکان را از طریق رکن بودی دریافت کرده ودستورات را به مرحلة‌اجرا می گذارد این همان قسمتی است که ما به عنوان شاخة اجرائی ذهن می شناسیم . اینجا جائی است که انسان خود را از حیوان جدا می کند و انسان خود را به عنوان بشر از طبیعت الهی تشخیص می دهد وخود را به عنوان یک فرد می بیند وتفاوتهای موجود میان خود وچیزهای دیگر و افراد دیگر را تشخیص می دهد . مطالعة این چهار رکن اساسی ذهن ا همیت دارد زیرا که بسیاری از چرا ها را در ارتباط با انسان و اقامت موقتش در این جهان تشریح می کند .
ذهن گاهی به دو بخش دیگر تقسیم بندی می شود . اولین بخش نیچ ماناس یا کالبد بذر ذهنی است . این بخش اولین غلافی ا ست که درآن تمام اعمال ذهنی ما در طول زندگی هایمان دراین جهان به ثبت رسیده است . بخش دوم ، شامل سانسکاراهای ما ا ست که علائم تأ ثیراتی هستند که از زندگی های گذشتة مابه نوعی متفاوت از کالبد بذر ذهنی وجود دارند . این کالبد را ما به عنوان کالبد سانسکارا یا خویش تأثیری می شناسیم .
« معا بد حکمت زرین در طبقة فیز یکی »
معبد اصلی حکمت زرین در طبقة فیزیکی هم اکنون در چان هانسن ، واقع درایالات مینه سوتا دایر است . در حال حاضر این معبد پایگاه قدرت اک در کیهان فیزیکی بوده ومقصد چلا هائی است که شبانه در کالبد معنوی خود به همراه ماهانتا به آ نجا سفر نموده ودانش الهی را از کتاب شریعت کی سوگماد دریافت می کنند ومحافظت آ نرا رهبر معنوی اکنکار عهده دار است . دومین آ نها صومعة فاتیتی واقع در صحرای گبی است پانجانی نام استاد حق دیر آ شنائی است که محافظ این معبد می باشد و معرفی نامه ای از آ ثار اک را به همة سعادتمندان که راه را به سوی این مکان دور افتاده می یابند عر ضه می کند .
سومین معبد حکمت زرین ، رهبانگاه کاتسوپاری در شمال تبت می باشد .« تاریخچة اک » نام بخشی از شریعت کی سوگماد است که تحت محافظت فوبی کوانتز دراین معبد تدریس می شود وکتیبة کاداث ، تاریخ استادان اک ، از ابتدائی ترین زمانها در این محل محفوظ ا ست وعلاوه بر اینها می توان اسناد نأکل را در اینجا مشاهده نمود . که مروری است برتمدن انسان از نخستین روز تاکنون این دیر نزدیک درة شانگتا محل وقوع آ ئین تفویض عصای قدرت اک از جانب یک استاد حق در قید حیات به استاد جانشینش و واگذاری جایگاه رهبری معنوی اک به وی قرار دارد . الهامکدة تیرمر در همین نزدیکی ها است . چهارمین معبد : گاره هیرا در شهر آ گام دس ( مکان بیرون از دسترس ) می باشد . پیروان این شهر به خدا خواران مشهورند چون به جای خوراک ، مستقیما انرژی فلکی را می بلعند . محافظ گاره هیرا استاد شهیر اک ، یائوبل ساکابی است . جوهر آ موزشهای وی این است که بر هر کسی مقدر است همکار خدا شود تا به آ‌زادی معنوی ، حکمت وایثار دست یابد .
آ خرین معبد حکمت زرین : خانة موکشا نام دارد ودر شهر رتز در سیارة زهره ( ونوس ) واقع است . محا فظ اک دراین خانه ، رامی نوری است که بشارت رستگار ی از چرخة تولد ومرگ را دراین زندگی آ موزش می دهد او به وضعیت اکشار اشاره می کند که در آ ن فرد از ابر آ گاهی سطح روح برخوردار می شود کسی که به مر حلة اکشار رسیده باشد می تواندگذشته حال وآ یندة خود ودیگران را بداند . یکی از جذاب ترین چشم اندازهای خانة موکشا گنبد طلائی بزرگی است که درانتهای یکی از مجموعه های ساختمانی معبد قرار دارد .
« اک وید یا ، د ا نش با ستا نی پیا مبری »
اک وید یا قدیمی ترین سیستم پیامبری در جهان می باشد وعبا رت از یک روش عملی جهت غورکردن در گذشته ، حال وآ یند ة هر کسی که به یک قرائت کنندة اک ویدیا مراجعه کند . قرائت کنندة اک ویدیا به کسانی که طالع آ ینده را می خوا نند ویا طالع آ ینده را می گیرند هیچ گونه شباهتی ندارد . او به عبارت کلی یک پیامبر می باشد او کسی است که اظهارات غیب را ادا می کند وسخنگوی خداوند است بشارت های او اغلب از آ ینده خبر می دهد ، اخطار می کنند واصلین حلقة پنجم به بالا در اکنکار که عموما به مهدیس موسوم هستند میتوانند به طور معمول از اک وید یا بهره گیری کنند . هدف اصلی اک وید یا عطا کردن فهم از خویش است به یک فرد و همیشه همین گونه بوده است . از طرف دیگر هیچ تشابهی بین اک ویدیا ومباحث عقلانی مذاهب و مکاتب فلسفی موجود نیست . این یک دانش کاملا مجزا است واین توسط هر کسی که بدان وارد شود قابل استناد است . قابلیت قرائت اک ویدیا بسته به توانائی شخص در امر سفر روح می باشد و بر این مبنا استوار است که حیات از وحدتی برخوردار است که چون شخص خویش را به فراسوی زمان و مکان انعکاس دهد میتواند این وحدت را مشاهده کند در واقع نوعی بینش معنوی است که به واسطة آ ن یک فرد می تواند لحظه به لحظه یا روز به روز آ ینده را مطالعه ک.ند این تنها بخش دیگری از جنبه های فرا گیر اکنکار است . شخصی که بتواند به تنهائی سفر روح انجام دهد این قابلیت را هم دارد که پیشینه های روح را بیرون کشیده وقرائت اک ویدیا انجام دهد . اگر شخصی بدون اجازه مبادرت به نگاه کردن به پیشینه های شخص دیگری کند ، بدون اینکه از او چنین تقاضائی شده باشد در این صورت قانون معنوی را نقض کره است . این برجسته ترین امتیا ز اک ویدیا است که تمام سیستم های دیگر فاقد آ ن هستند یعنی نگاه کردن به زندگی های گذشتة شخصی که تقاضای قرائت آ‌نرا کرده است . در اک ویدیا سه بخش وجود دارد که هریک می تواند موضوع مطالعة مستقلی باشد . اول درارتباط با فرد وروابط او با دوره های زمانی ماهانه یا سالانه ، دوم : آ نچه به ملت ها وتوده های مردم ارتباط پیدا می کند دراین بخش با چهرة جهانی ممالک مختلف وکل سیاره سروکار داریم . جستجوی ما برای حصول به مقصودی است در جهت اینکه کدام یک از نیروها ، معنوی یا ذهنی عاطفی تأ‌ثیر بارز تری بر خط مشی ها ، تظاهرات اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی نوع بشر در هر دوره ای دارند . سوم : از پیش دیدن ظهور وسقوط امواج روا نی که بر زندگی های همة‌ مردان وزنان این جهان های پائین تأ ثیر می گذارند . این تغییرات ارتباط نزدیکی با تغییرات آ ب وهوا ، زلزله ها ، سیل ها وفوران های آ تشفشانی دارند .
اصل اساسی وبنیانی اک ویدیا بر این دانش استوار است که کیهان های خدائی ، نه تنها از نظم برخوردارند بلکه نوعی رابطة درونی بینابین همة هستی حضور دارد که برهمه چیز حاکم است . اک ویدیا براین بینش تکیه دارد که نوعی تطابق و هماهنگی در حیات همه چیز از بزرگترین گرفته تا کوچکترین جزء هستی برقرار است .
« معا بد حکمت زرین در سا یر طبقا ت الهی »
اهالی طبقة ا ثیری مدرسة حکمت زرین خود را در معبد آسکله پویس در شهر ساها سرا دال کانوآ ل دایر کرده اند . این معبد تحت رهبری گوپال داس می باشد . این معبد ساختمان عجیبی دارد که به سبک معابد هندی ساخته شده است در ارتفاع نسبتا بلندی از سطح محوطه ، روی سکوئی قرار دارد و ستون هائی عظیم ازسنگ دارد که از جنس بقیة معبد است و پله های بسیار عریضی به ورودی آ ن منتهی می شود وساختمان تماما از سنگ سرخ ساخته شده است که با نور طبقة اثیری تلأ لو می کند . مدرسة بعدی در معبد ساکاپوری در طبقة علی از جهان های بالا قرار دارد . رهبری آ ن به عهدة‌ استاد اک شمس تبریز می باشد او استاد جلال الدین رومی شاعر و عارف قرن سیزدهم میلادی بود .
معبدی که در طبقة ذهنی قرار دارد نامایاتان در شهر مر کیلاش است که شباهت زیادی به معبد دیانا در شهر آ نیتوک دارد که زمانی علم اکنکار دراین معبد دیانا تعلیم داده می شد واستاد حقی که حفاظت و آموزش شریعت کی سوگماد دراین طبقه را بر عهده دارد توآرت ماناگی قدیس آفریقائی می باشد .معبد حکمت زرین در مرتبه اتری در شهر آرهی ریت واقع است . این شهر ، شهر نور نام گرفته است .معبد این شهری عظیم وغول آساست . معماری آن به سبک گوتیک شبیه است . با دو برج سربه فلک کشیده که چون دو بال عظیم الجثه به آسمان قد برافراشته اند این معبد از نوعی سنگ ماسه ای به رنگ سفید مایل به طوسی بنا شده است . نام استاد حق این طبقه لائی تسی از استادان والامقام چینی است ، نام این معبد کاراکوتا می باشد که در مرکز شهر قرار دارد .
مدرسة بعدی در طبقة پنجم ( روح ) معبد پارام آ کشار ، خانة علم لایزال است که این طبقه به آتما لوک موسوم است وحد واسط بین ذهن کیهانی وجهان های معنوی سوگماد قراردارد . این معبد درون شهری به نام آکشار واقع است . در نزدیکی این معبد جامعه ای از استادان اک قرار دارد وحفاظت از کتاب شریعت کی سوگماد در این طبقه بر عهدة استاد شهیر اک تیندرو ساکی است .
معبد حکمت زرین در طبقة هفتم : در واقع حالت یک معبد ساختمان را به آن ترتیبی که در طبقات پائین می یابیم ندارد ومسئولیت کتاب شریعت کی سوگماد در این طبقه بر عهدة مسی گوکاریتز است که یکی از استادان حق در دوران نخستین تمدن یونان باستان بود این طبقه آلایالوک وصدای آن هام- هوم است . جهان بعدی که به حوکیکات لوک یا اقلیم حقیقت موسوم است . لوح مقدس شریعت در این جهان درون معبد آلوک که در عین حال صدای کلمه ای است که این جهان از آ ن ساخته شده است و استاد حقی که در تصدی آ ن است کادمون ، یکی از بلند پایه ترین استادان مسلم اک در نظام باستانی وایراگی است .
طبقة آ گام لوک که اولین طبقه از طبقات حکمت الهی ا ست و شریعت کی سوگماد در قالب نور وصوت است در این جاست که روح با طوفان جنگل آ شنا می شود استاد حق این طبقه وجودی است که او را آگنوتی می نامیم این که او کیست هیچ کس نمی داند . شریعت کی سوگماد درجایگاهی قرار دارد به نام معبد آ کاش که در نزدیکی جمعی از استادان اک واقع است که با هم بسر می برند .
طبقة بعدی آ‌نامی لوک یا جهان بی نام است در اینجا شخص در صوت ونور گم می شود مگر راهنمایی و حفاظت ماهانتا را داشته باشد این جهانی است که در آ ن جریان صوتی مانند گردابی غول آ ساست که هر ذره ای که واردش می شود می مکد وبه بیرون می اندازد ودر اینجاست که درجات بالاتر از خمداشناسی کسب می شود .
« شریعت کی سوگما د ، کتا بها ی مقدس اک »
نظام باستانی استادان اک متشکل از پیروان مکتب اکنکار است که وظیفة اصلی آ نها حفاظت ونگهبانی از کتاب شریعت کی سوگماد نوشتجات مقدس این نظام برادری اسرار آ میز است . این کتاب ها به دقت مخفی شده و ندرتا ممکن است در معرض مشاهدة نامحرمان قرارگیرد . این نوشته ها به بخش هائی تقسیم شده اند و هر بخش از آ ن در نقاطی از این جهان گرفته تا رفیع ترین طبقات بهشتی توزیع شده و نگهداری وآ‌موزش داده می شوند . هر جلدی از شریعت در یکی از معابد حکمت زرین توسط یک استاد معین در هر طبقه ای حافظت می شود . هر یک از این استادان اک درعین حال پیرو معلم این نوشتجات مقدس است که تصدی آ ن به وی وا گذار شده است . این کتاب ها بخش هائی دارند که شامل پیشگوئی ها واسرار اک بوده وراه حل بسیاری ا ز مسائل نوع بشر در آ نها قید شده به این تر تیب ما به آ نها به چشم آ‌ثاری ارزشمند وصاحب اسرار نگاه می کنیم ودر هر نظر حجمی ازآ ن اسرار واطلاعات که سطح پیشرفت آ گاهی فرد تحملش را داشته باشد بر او فاش می شود هر آ نگاه که فرد آغاز به ترک ارزشهای تحتانی کند استاد حق در قید حیات او را به طبقات بالا تر و به حیطة اسرار فراتری ازحکمت اکنکار رهنمون می شود تا جنبه های حقیقی زندگی را که در واقع اصل وجوهر زندگی است به او بیاموزد . بنا براین شریعت کی سوگماد مجموعه ای است از مقدس ترین مکتوبات اکنکار که حاوی عمیق ترین وحیاتی ترین دانش الهی وحکمت خدائی بود . و باهیچ مجموعة‌ دیگر در سراسر کیهان ها قابل قیاس نیست این کتب علاوه براصل مجموع الهامات سوگماد به ادیان اصولی ، حاوی اسراری که از پیش گفته می باشند که در هیچ سند دیگری نیامده است . تنها استاد حق در قیدحیات است که مسئولیت راهبری فرد به معابد جهان ها ی درون را بر عهده دارد . شریعت کی سوگماد ، اخبار بی پایانی دربارة وقایع آ‌یندة این جهان وجهانهائی که فراسوی آن واقع اند بدست می دهد در این کتاب ها بشارت از استیلای نژاد زرد آ‌مده واین که چگونه یک سلطان شهر سرخ پوست برگردن توده های مردم یوغ بندگی خواهد افکند . آ نها از ماهانتا سخن می گویندکه مکررا به نجات دنیا می شتابند و در مدت سلطة این ستمگر قهار به تمام روح هائی که میتواند یار یمی دهد تا به اقلیم ملکوتی باز گردند . درهمة این طبقات خدائی درون ، معبد اصلی حکمت زرین و جود دارد که شامل دو معبد دراین سیاره ، یک معبد در سیارة زهره ، به همین ترتیب در هر یک از پنج جهان روح و ماده یک معبد و در هر یک از طبقا ت هفتگانة معنوی ینز معبد خرد زرین بر پاست که آ خرین آ نها در قلب اقلیم سوگماد واقع است . یک بخش یا فصل از این کتاب که شریعت کی سوگما د نام دارد در هریک از این معابد نگهداری می شوند که خود شامل یک کتاب کامل و شامل عناوین گوناگون است .
شریعت کی سوگماد شامل حکمت وعلم اسراری است که به طبقات گوناگون جهان های معنوی تعلق دارد. این طبقات فراسوی زمان ومکان قرار دارند . خواندن وآموختن این کتب که از والاترین الهامات درونی نشأ ت می گیرد بینشی از تمامی مکتوبات مقدسة معبد حکمت زرین را به آ دمی ارزانی می دارد . جوهرة دانش الهی دراین نوشتجات تعبیه شده است . کسانی که از طریق اک پیروی می کنند شریعت کی سوگماد را کتاب مقدس خود منبع الهامی لایزال می دانند . تمامی جهان بینی های دنیا در خصوص ادیان ، فلسفه ها، نوشتجات مقدسه مشتقاتی از شریعت کی سوگماد هستند .
این شریعت که به معنای راه جاویدان است احتمالا کهن ترین نوشتة شناخته شده در سیارة زمین است . این شریعت راهنمای کسانی است که آ‌رزومندند از طریق اکنکار به اقلیم بهشتی راه یابند ، از حدود دوازده جلد تشکیل شده است که هر یک نیز دوازده تا پانزده فصل راشامل می شود . این فصلها هریک شاید حدود سی هزار کلمه است واز ابیاتی تشکیل شده است که کانتوس نام دارد ، کانتوس همان نثر مسجع است که عبارات وجملاتی است که از گفتگوی میان سوگماد ( خداوند ) با مرید اصلی خود ست نام که پروردگار طبقة پنجم ( روح ) است . البته تمامی این نوشتجات در قالب کانتوس نیست . غالبا به صورت نقل قول مستقیم یا اضافه وقصه ارائه می شود گاهی هم به صورت حکایات یا امثال الحکم است اما روی هم رفته کل حقیقت را در بر می گیرد و به طور جامعی تمامی جنبه های زندگی را شامل شده و به تمامی آ دمیان می گوید معنای واقعی زندگی چیست وچگونه باید زندگی می کرد. در این صفحات پاسخ تمامی پرسش هائی راکه آ دمی توانسته است از بزرگان دیگر درخواست کند ، می توان یافت . تمامی آ نچه که ما حقیقت می نامیم ، اکنون در میان این صفحات یافت می شود به معنای حقیقی کلمه و به مصداق گفته ربازار تارز مشعلدار اکنکار در دنیای امروز ، تنها دلیران وماجراجویان فرصت رؤ یت وخواندن این صفحات شگفت انگیز را بدست خواهند آ ورد .
« و ضعیت رؤ یا ها و استا د رؤ یا »
بطور کلی رؤ یا ها بیان کنندة آ ن دسته از آ رزو هائی است که در پشت ذهن ناخودآ گاه ما پنهان شده اند . بسیاری از آ نها نتیجة ظهور یک انگیزه یا یک تمایل اند . بسیاری دیگر نیز نتیجة انعکاس سایر کالبدهای انسانی از قبیل ، اثیری ، علی ، ذهنی ، و روحی به درون جهان های دیگرند در هر حال رؤ یا ها دو دسته اند :
1 رؤ‌یا های ساده : رؤ یا هائی هستند که در آن محظوریت ، یک عامل کاملا بیرونی وخارج از ذهن آ گاه می باشد وعموما سروکار آ نها با حواس جسمانی است
2 رؤ یا های پیچیده : این نوع از رؤ یاها است که تحت تأ‌ثیر آ رزوی عواملی چون ثروت ، عشق ، شادی ، واینگونه جنبه های زندگی آفریده می شود وشامل رستگاری ، مذهب وشناخت هم می گردد .
تقریبا تمامی رؤ یاها یا دربارة‌خود رؤیا بین ، یا مشکلات شخصی ، زندگی های پیشین ، ومنافع عمومی اومی باشد . نوع دیگری از رؤ یا وجود دارد که برای چلای اک از کمال اهمیت برخورداراست. و در برگیرندة استهلاک کار مای مربوط به گذشته وحال او در هنگام خواب است این بیشتر در مورد کسانی مصداق دارد که پیرو اکنکارند بویژه پس از این که چلاها واصل اک می شوند . یک واصل کار مای خود را در وضعیت رؤیا با سرعت بیشتر ی مستهلک می کند تا کسی که هنوز وصل به حلقة دوم را در یافت نکرده است . استاد حق در قید حیات به واصل کلمة رمزی اعطا می کند که تنها به او اختصاص دارد . این ذکر نباید توسط دیگری مورد استفاده قرار گیرد . با استفاده از این ذکر است که چلا استهلاک کارمای خویش را با سرعت آ غاز می کند وآنرا در وضعیت رؤ یا به انجام می رساند . در اک می آ موزیم که پائین ترین درجة آ گاهی به وضعیت خواب تعلق دارد . خواب وضعیتی کاملا درونی است ، زیرا آ دمی در محاصرة رؤ یا ها و تمامی عملکرد های روانی خود که بدون هیچ جهت گیری معینی خودرا به آ گاهی وی عرضه می کنند قرار می گیرد .
رؤیا ها غالبا هم افشاگر وضعیت سلامتی ماهستند وهم نشانگر درجة شکوفائی معنوی ما در اک .
وضعیت رؤ یا عملا همان وضعیت بی ذهنی است که آ دمی به هنگام جذبة عمیق تجربه می کند . در این وضعیت همة موانع برکنار شده و کالبد لطیف با ترک کالبد جسمانی فرصت می یابد تا به گردش پرداخته وطبقات اثیری تا ذهنی را سیاحت کند . استاد رؤ یا کنترل تقدیر بسیاری از مردم را در وضعیت رؤ یا در دست دارد وقادر است خط سیر ملت ها ، تاریخ و سرنوشت آ نها راتغییر دهد ، تمامی افرادی که در جستجوی شکوفائی معنوی هستند دیر یا زود در می یابند که آ موزش های رؤ یا از اهمیت زیادی بر خوردارند ولذا ارزش فراوانی برای آ نها قائلند . کسانی که قدم در طریق اک می گذارند مشاهده خواهند کرد که این امر در خصوص آ نان بیشتر از غیر واصلین مصداق پیدا می کند . با استفادة از دفتر چة رؤ یا ها ومطالعه پیش وپس از دیدن رؤ یاها . کنترل عالم خواب را در دست خواهیم گرفت و بااستفاده از این شیوه میتوانیم بزرگترین اهدافمان را در عالم رؤ یا تحقق بخشیم و حتی دوستانی در وضعیت رؤ یا برای خود پیدا کنیم . استاد حق یکی از بزرگترین دوستانی است که می توانیم در عالم رؤ یا ملاقات کنیم . در اک می آ موزیم که هر گاه باخطری روبرو شدیم که بیش از حد تر سناک است و یا به دلایلی قادر به مقابله یا پیروز شدن بر آ ن نیستیم می توانیم استاد حق را به یار ی بطلبیم او فورا به کمک ما می آید .ماورأ جهان ما خلقتی برتر نهفته است که مملواز موجوداتی است به هر اندازه ، شکل ورنگ . این جهان به همان درجه واقعیت دارد که هر کسی این جهان را می تواند لمس کند از دیدگاه بسیاری از مردم این جهان رؤ یا اصلا هستی ندارد . این اشخاص با بستن درها بر روی جهان رؤ یا ، در وازه های حکمت الهی را به روی خود می بندند . در اک رؤیا ها یکی ازنکات شاخص در در زندگی یک چلا به شمار می آیند. زیرا که ماهانتا ، استاد حق در قید حیات با استفاده از آنها بینشی به درون ظرایف ولطایف زندگی به واصلین ارزانی می دارد . رؤ‌یا ها نمایشگر آ ینده ، علت بیماری ها ، دلیل بروز مشکلات در یک رابطه و بسیار بسیار موارد بیشتر می باشند . در واقع رؤ یا ها آ‌خرین سرحدات زندگی آ‌دمی می باشند . رؤ یا ها راهی برای مکاشفة ‌اقالیم تازه ای از آ گاهی می باشد . ابتدا فرد باید تأ مل کرده و بر آ ورد تازه ای در خصوص این که او کیست وچیست بعمل آ ورد و باید ببیند در زندگی خود چه می خواهد ومقصود از زندگی ، یادگیری و اکتساب کیفیات روح الهی است . رؤ یا ها آ ستانه ای به روی حقیقت هستند معذلک جستجوگر باید وقت وبردباری زیادی داشته باشد تا ثمرات جهان های رؤ یا را ببیند . رؤ یا به عبارت ساده ، خاطره یا حافظه ای است از سفر به طبقات دیگر ودر بردارندة تجربیات وبینش های بسیاری است که او را در رویارویی بهتر باهمة‌جوانب زندگی یاری می دهد . یک اکیست باتجربة مناسب معنوی می آموزد چگونه مشکلات را تحت اختیار گرفته واز رؤ یاها به عنوان راه فراری از دشواری ها استفاده نمی کند . آ موزش رؤ یا در اک آ سان است . تنها لازمه ، ‌انجام تمرینات اک ، یادداشت کردن چند نکته دربارة آ نچه از رؤ یا به خاطرآ‌ورده می شود به علاوه معنائی که از آ ن به ذهن می رسد . این تمام کاری است که باید انجام شود .
در مورد رؤ یاها گفتنی بسیار است . عملکرد رؤ یاها باآنچه که بیشتر مردم تصور می کنند تفاوت فاحشی دارد ، مطالعة جهان رؤ‌یاها افسون کننده وفریبنده است و هرچه عمیق تر به نواحی ناخود آ گاه طبقات ناشناختة درون وارد شویم مهیج تر می گردد .
« کا رما ، تنا سخ »
در اکنکار ، نامی که جهت تأ ثیرات متقابل علت ومعلولی در زندگی اتخاذ شده است کارما می باشد که در دین یهود ومسیحیت آ نرا گناه نام نهاده اند .بطور ساده کارما قانون عمل وعکس العمل است .چر خة‌ کارما در نخستین تناسخ یک فرد شروع می شود دراینجا ار باب کارما اورا درعرصة عملی قرار می دهند که نقطة‌شروع سیر وسفر اوست درجهان های فیزیکی . یک اکیست که از طبیعت دقیق قانون کارما اطلاع دارد از گزند رشکی که سهام کسانی می شود که قادر به درک خوشبختی ناگهانی دیگران نیستند مصون می ماند . همه چیز در جایگاه بالحقة خود قرار دارد . تمامی اجزأ زندگی دقیقا در وضعیتی هستندکه شایستة هریک می باشد بنابراین او می تواند مشغول نظارت بر روند شکوفائی شخص خود باشد و روحیه ای شاداب برای خود حفظ کند . آ نچه تعیین گنندة جایگاه یک فرد در زندگی بعدیش می شود نه به اعتقاد او بستگی دارد و نه به دانشش . چه در زمین باشد وچه در یکی از طبقات بالاتر خدائی .معیار ما در اینجا اعمال وافکار فرد می باشد . خداوندان کارما قضاوتشان را برمبنای امتیازات عملی یک فرد انجام می دهند نه در رابطه با منظور او . جائی برای مصالحه بر سراعمال نادرست وجود ندارد . معتقد وغیر معتقد مانند یکدیگر قضاوت می شوند . هر فردی مطلقا تحت محاکمه ای کاملا منصفانه و بی طرفانه قرار می گیرد ، که در دادگاه کارما برگزار می شود و رأی دادگاه ، عدالت محض است . با این وجود ماهانتا، استاد حق در قید حیات چلا هایش را مستقیما به مکانی می برد که آنها کسب کرده اند . به این ترتیب ، یک چلای اک هرگز در مقابل اربابان کارما قرار نمی گیرد . در آ موزشهای اک قانون کارما تعلیم داده میشود . خدا روحها را به جهان های پائین فرستاد تاتجربه کسب کنند و روزی همکار خدا شوند روح ها در طی زندگی های بیشمار در جهان های مادی سفر می کنند . جائی که در هر بار تناسخ ، عشق ، خرد ، فهم بیشتری را می اندوزند . راه آزادی و رستگاری معنوی یافتن ما هانتا و استاد حق در قید حیات است . او نشان دهندة راه است . هر فردی پاسخ گوی تمامی اعمال خویش است زیرا که می داند قانون کارما توازن کامل درهمة محتویات کارمیک روح را ایجاب می کند . هر تجربه ای، چه در روی زمین وچه در جهان های دیگر ، به قابلیت روح در خدمت به خدا می افزاید . هنگام مرگ یک چلای اک در دادگاه قضاوت قرار نمیگیرد زیرا که ماهانتا اورا مستقیما به خانة جدیدش که در جهان های بهشتی کسب کرده است هدایت می کند . چهار مرحله کارما برای هر یک از روحها وجود دارد . برای شروع به هر یک از روح ها یک سهم آ دی یا کارمای ازلی اختصاص داده می شود . این نوع کارما خصلت هائی چه مثبت و چه منفی رادر بردارد صفاتی از قبیل گونه ای تعصب ، باری از رحمت معنوی ، شهوت ، خشم ویا هر نشانة دیگری که دلالت بر یک شخصیت یا کاراکتر قوی یا ضعیف داشته باشد .
مرحلة دوم کری یامان یا کارمای روزانه است و فرد مسئول تمامی کارهای روزانة خود است و روزی آنرا باید پرداخت کند و علاوه بر اندوختن آ ن می تواند از آ نهم بکاهد . سومین نوع آ ن ، کارمای پرارابد یا کارمای سرنوشتی یا تقدیری است . در پایان نخستین تناسخ خداوندگاران کارما حساب ها وسوابق روح را بررسی می کنند و یک رأی صادر می کنند واین عمل پس از هریک از تناسخات او انجام می گیرد ونتیجة قضاوت تعیین کنندة بنیان کارمیک برای تناسخ بعدی وی می گردد. چهارمین گونة کارما ، سین چیت کارما است یا همان کارمای ذخیره . که از اعتبارات وبدهی های زندگی گذشته شکل می گیرد درست مثل یک حساب پسنداز در بانک : خداوندان کارما گاهی بخشی از این کارما را برای فرد منظور می کنند . راهی وجود دارد که بشود گفت : چه وقتی فرد درحال دریافت کارمای ذخیره است . او در تمام زندگی در شرایط متعادل ومعینی زندگی می کرده است که در انواع مختلف به چشم می خورد ولی ناگهان وارد زندگی کاملا تازه ای می شود واما چرخة تولدمکرر از کجا آ غاز شد ؟ روح ها در حال بازی در بهشت بودند که خداوند فقدان تجربه را درآ نها دید . پس خدا ـ اک ـ روح مقدس به پیش تاخت تا جهان های ما ده ، انرژی ، زمان ومکان را آفرید و با استفاده از دوجنبة‌اساسی اک نور وصوت مجموعه ای از طبقات ، کیهان ها ، کهکشانها ، ستارگان ، سیارات ، و سایر مخلوقات را آفرید و آ فرینش به خود نظام ساختاری گرفت . تناسخ فقط از یک دیدگاه منطقی صاحب معنی می شود . این پدیده پاسخ گوی راز بسیاری از عشق ها ونفرت های بی دلیل میان مردم است . علی رغم این که کسی بخواهد به تولدهای پیاپی معتقد باشد یا نه ، هر روز در صحنة نمایش آن شرکت دارد و راه گریزی هم نیست . آ گاهی و قبول واقعیت پدیدة تولدهای مکرر می تواند برای بسیاری از قلب های د رحصار، آرامش وآ زادی را به ارمغان بیاورد . اعتقاد به تناسخ شما رااز مردم متوسطی که دور وبر شما می باشند متفاوت می کند مگر اینکه در جامعه ای مثل هندوستان زندگی کنید که آ‌نرا در متن ادیان خاصة ‌خود آموزش می دهند . با قبول این واقعیت به احتمال زیاد به فردی خود اتکاتر ومسئول تر بدل خواهیم شد هر کسی که ذکاوت داشته باشد هر گز خود را در گرو قرض طبیعت یا قانون کارما قرار نمی هد چرا که این قانون در دریافت طلب هایش بسیار دقیق است . کارمای شخص در هنگام مرگ اگر هنوز تسویه نشده باشد باید تاوان آنرا پس بدهد چه کارمای خوب چه بد هیچ کس نمی تواند کار ما را شکست بدهد بنابراین باید در زندگی های بعدی یا در طول اقامتش در جهان اثیر ی آنرا پرداخت کند . همین عمل در سایر طبقات هم انجام می شود اگر شخصی به مرتبة ذهنی رسیده باشد و د رآ نجا زندگی کند اما کارمائی داشته باشد که باید در تناسخی در طبقة اثیری پرداخت شود باید به همان طبقه برگشته و قرضش را بپردازد بعد به طبقة ذهنی بر می گردد و برای همیشه در آ نجا زندگی می کند .
« پذ یر ش در حلقه ها ی ا ک»
پذیرش های ما به حلقه های اک کلیدی هستند به سوی یک زندگی غنی تر و سرشار تر . تا روزی که ماهانتا ، استاد حق در پذیرش به حلقة اول چشم معنوی ما را به روی معنای آ ن باز نکرده باشد شاید دقیقا معنای این حلقه های اک را ندانیم . این پذیرش مقدس ترین آ ئین دراکنکار است . که ما را مستقیما به نورو صوت خدا وصل می کند . در عین حال نخستین قدم ما در راه رسیدن به آزادی معنوی می باشد ، باپذیرش به حلقه های اک دل ما آ غاز به باز شدن به روی عشق می کند زیرا عشق لنگرگاه اصلی زندگی است در حالی که زیر بنای اصلی آ موزشهای اک نیز همان عشق است . در حقیقت اک خود عشق است . عشق حیات است . در هر یک از این پذیرشها از اولین آ نها گرفته تا بالاترینشان ، ماهانتا شما را در یکی از نواحی جهان های خدائی خوش آمد می گوید و اتصال نزدیک تری را بین شما واک برقرار می کند . او دید شما وقلب شما را باز می کند وبعد از هر یک ازاین فرصت های مقدس برشما است که هدایا ی خداوند را در بر گیرید . آ‌ئین پذیرش یک نمایش صوری ومنفعل نیست . اساس آنها نور وصوت اک است . نور وصوت همان صدای خالص خداست به استثنای پذیرش اول ، پذیرش های اک دو بخش هستند : پذیرش اول وصل در وضعیت رؤ یاست ، ماهانتا ، استاد رؤ یا ، در رؤ‌یا به سراغتان می آید و تجربه یا بینشی به شما می دهد که به مثابة بذری جهت رشد معنوی برایتان عمل می کند . اما به طور کلی شما را به جریان صوتی وصل می دهد . پذیرش برای جستجو گر خدا در طریق اکنکار دریچه ای است به ا سرار خدا . و از طریق این آئین است که غیرواصل از نفس تحتانی تولد می یابد و پا به درون جهان های آ‌زادی وجاودانگی می گذارد . وصل در اک به معنای به اوج رسیدن وتکمیل کار ما وتناسخ است استاد با پذیرش به یکا یک چلاها کمک می کند تا این بار گران کارما را از شانة خود برگیرند . ماهانتا هنگام وصل به اک هر شخصی را به نور و صوت خدا اتصال می دهد اما بعضی ها این رویداد را به یاد ندارند آ نها نوعی تغییر در وضعیت معنوی خود حس می کنند هر چند نمی تواند جهت این تغییر را تعیین وارزیابی کنند با این وجود مراسم وصل مقدس وحقیقی است توسط این آ ئین پنهان ( چون فقط برای شما در طبقات درون رخ می دهد .) شما به سطح بالاتری از برادر ی با کسانی می رسید که ارزشهائی همسان شما رادل نگاه میدارند . ماهانتا استادحق در قید حیات وصل به حلقه های اک را به شما اعطا می کند او به مانند نماینده ای از طرف خداوند ، مجرائی است که از طریق عشق ، خرد ، قدرت مربوط به آن حلقه از وصل به اک به خرد چلا می رسد زیرا قدرت معنوی خدا ازاو عبورمی کند وجاری می شود . همة‌موجودات یک روز به اک خواهند پیوست ، اگر قرار بر این باشد که به جهان های رفیع خدا نایل شوند . ماهانتا ، گروهی از واصلین معتمد را بر می گزیند که به جای او مراسم بیرونی پذیرش را به عنوان ( وصل دهندگان ) برای دیگران به جا آ‌ورند . وصل به حلقة دوم دو سال بعد از شروع تحصیل در اک انجام می شود و شامل دوبخش است . یک مراسم درون ویکی بیرون ، تا وصل به حلقة هشتم . وصل دهندة اک نقش والائی را در خدمت به اک ایفا می کند که می توانند مجرائی برای پذیرش به اک باشد . به عبارت کوتاه مقصد و حقیقتی است از پذیرش به حلقه های اک این است که هر فردی بتواند از عشق بزرگتری از برای خدا بر خوردار می گردد.
« گیا هان شفا دهندگان سحر آ میز »
یکی از روشهای قدیمی اک ، درمان روح از طریق اکنکار می باشد اولین هدف این مکتب ارائة‌فرصتی به روح برای هجرت به سوی خداوند از طریق طی یک گذرگاه محرمانه ونیل به کمال مطلوب می باشد . هزاران سال متمادی ، اسا تید اک از گیاهان جهت بهبود شرایط جسمی و روحی مریدان استفاده می کردند . هر استاد اک از این گفتار باستانی اکنکار پیروی می نماید که « انسانی باجسم سالم ، بسیار بهتر از انسانی با جسم دردمند ومضطرب در شناخت خداوند تلا ش می نماید . »
پس از سالیان دراز و آ زمایشات گوناگون اثبات شده است که عناصر شیمیائی ترکیب شده در بدن ما ، در ریشه ، ساقه ، گل ومیوه گیاهان یافت می شود . هدف فرد در زندگی باید بدست آ وردن سلامتی روحی از طریق گیاهان با شد . استفاده از خوراکیهای مناسب وگیاهان به ما کمک می کند تا به توانائی های نهفتة روحی خود پی ببریم . سی نوع مادة معنوی وجود دارد که در سلامتی ما تأ ثیر بسزائی دارند . همچنین برای عملکرد صحیح به مواد دیگری ازجمله ویتامینها ، پروتئین ها ، آمینها ،آنزیمها وسایر عناصر ضروری ، بدن نیاز دارد .آنزیمها با فعالیت غدد به هضم غذا کمک می کنند. هر میزان که سن بالاتر می رود از مقدار آ نزیمهای بدن کاسته شده ودر نهایت منجر به مرگ می شود . در این جاست که پی به حقیقت طول عمراستادان اک می بریم . آ نها می دانند که چگونه آ‌نزیمهای بدنشان را نگهداری کنند . گیاهخواران براساس یک انگیزة مذهبی یا مکتبی ، خوردن گوشت را تحریم می کنند . چلاهای اک پس از متبحر گشتن در سفرهای روحی خود و ورود به منطقة روح متوجه می شوندکه هیچ چیزدر ست یاغلط ، زشت ویا زیبائی وجود ندارد . فقط یک حقیقت مطلق وجود دارد. در هر حال این یک اصل پذیرفته شده است که کم خوردن گوشت حیوانات باعث بوجود آ‌مدن احساس آ رامش در انسان می شود . تکامل حقیقی ، فقط در روشن بینی ذهن و تحول روح در جهت رشد معنوی امکان پذیراست . زیرا تنها عامل رستگار ی بشر روح است .
استاد در قید حیات اک ، پیوسته در تلاش است تا دانش خود را در مورد همه چیز مانند تغذیه ، سلامتی ، خوراکیها افزایش دهد تا انسان را در سفر به جانب خداوند یار ی دهد . بدن برای سلامتی ولذت بردن از زندگی به اشکال مختلف مواد معدنی نیاز دارد . کسانی که این نیازها را درک می کنند وتأ‌ثیرات مواد معدنی بر بدن را می شناسند براستی از برکت یافتگان هستند و می توانند بدون سوزاندن کارمای زیاد ، به زندگی جاویدان ووتحولات معنوی دست یابند .
آ راها تا : آ‌موزگار باتجربه و با صلاحیت کلاسهای اکنکار .
استادان اک : استادان معنوی که انسان را در تعلیمات وسفر های معنوی یاری وحمایت می کنند . استادان اک به سلسله ای طویل از ارواح خداشناس تعلق دارند که از مسئولیت همراه با آ زادی بخوبی
آ گاهند .
استاد حق در قید حیات ( استاد زندة اک ) : لقب رهبر معنوی اکنکار که وظیفة هدایت ار واح به سر منزل الهی را بر عهده دارد . او در بعد فیزیکی به عنوان استاد ظاهر ، در رؤ یا تحت عنوان استاد رؤیا ، و در عوالم معنوی تحت عنوان استاد درون دانشجویان معنوی را یاری می کند . سری ( لقبی برای احترام ) هارولد کلمپ در سال 1981 به این مقام نائل شد .
اک: نیروی حیات ، روح القدس ، یا جریان مسموع حیات که وظیفة حفظ هستی را برعهده دارد .
اکنکار :دانش باستانی سفر روح . طریقت معنوی انفرادی که در عصر جدید به عنوان راه سری خدا شهرت دارد و از ابزار رؤیا وسفر روح بهره می گیرد .اکنکار برای هر کسی چهار چوبی فراهم می آورد تا در تجربیات معنوی خود به سلوک بپردازد . اکنکار درسال 1965 توسط بنیان گذار نوین آ ن یعنی پال توئیچل تأسیس شد .
تمرینات معنوی اک :انجام دادن روزانة فنونی ویژه که موجب برقراری ارتباط انسان با نور وصوت خدا می شوند .
چلا : دانشجوی معنوی .
روح: خویش حقیقی ما . درونی ترین ومقدس ترین وجه انسان . روح پیش از تولد وجود داشته وپس از مرگ جسم مادی به حیات خود ادامه می دهد . روح به عنوان بارقه ای الهی می تواند همه چیز را ببیند ، بشناسد ، و درک کند . روح کانون آ فرینش جهان خویش محسوب می شود .
ست سنگ :کلاسی که دانشجویان اک در آن به مطالعة یکی از دروس ماهیانة اکنکار می پردازند .
سفر روح : گسترش آ گاهی . قابلیت روح در خروج از جسم مادی و سفر به عوالم معنوی الهی . تنها استاد زندة اک به تعلیم سفر روح می پردازد . این شیوه انسان را در شکوفائی معنوی یاری می کند و می توان آ ن را گواه وجود خداوند و زندگی پس از مرگ دانست .
سوگماد : یکی از نامهای مقدس خداوند . سوگماد نه مذکر است نه مؤنث . او سرچشمة تمام هستی است .
شریعت ـ کی ـ سوگماد : نوشته های مقدس اکنکار که شامل دوازده بخش در جهان های معنوی است . دو بخش اول آ ن توسط پال توئیچل ، بنیان گذار اکنکار در عصر جدید به قالب فیزیکی در آ مده است .
صوت و نور اک : روح القدس . دو عنصری که خداوند به واسطة آنها در عوالم تحتانی ظهور می یابد . انسان با چشم گشودن بر وگوش سپردن به درون خود و نیز با سفر روح می تواند آنها را به تجربه در آ ورد .
طبقات : مراتب بهشت ، از قبیل : اثیری ، علی ، ذهنی ، اتری ، و روح .
ماهانتا : لقبی برای بالاترین مرتبة خداشناسی در زمین که غالبا در کالبد استاد زندة اک متجلی می شود . ماهانتا کلام زنده است .
وازی : نام معنوی سری هارولد کلمپ که به معنی جهان بینی سری بوده ، در عوالم معنوی نام او محسوب می شود .
وصل : اعضای اک به واسطة رشد معنوی و خدمت به خدا شایستگی آ نرا بدست می آ ورند . وصل مراسمی خصوصی است که طی آن واصل به نور وصوت خداوند اتصال می یابد .
هیو : نام سری خدا . زمزمة کلمة هیو به منزلة ترنم ترانه ای عاشقانه برای خداست . این ترانه در مراسم نیایشی اک خوانده می شود .
در صورت تمایل میتوانید تجارب خود را به پست الکترونیکی
بفرستین تا چاپ شود
برکت باشد

اکنکار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

پرش به: ناوبری, جستجو
اِکَنکار طریقت قدیمی است که در حدود سال ۱۹۶۵ از حالت پنهانی در آمد. بنیانگذار این طریقتپال توئیچل بود. مرکز این طریقت در شهر چن‌هسن در ایالت مینه‌سوتا در آمریکا است.
+افزودن نکته ای لازم است و ان اینکه سری پال توئیچل از سوی نظام وایراگی مامور احیای طریقتی باستانی گشت که ان را به نام باستانی اکنکار به جهانیان معرفی کرد.اکنکار ربشه ای باستانی دارد که در عصر حاضر از خفا به عیان رو کرد.معنای ان همکاری با خداوند می باشد.
پیروان این طریقت معتقدند که اکنکار دانش باستانی سفر روح است. مقوله‌ای درباره انعکاس آگاهی درونی است که از میان وضعیت‌های تحتانی به وضعیتهای شعفناک و نشئه‌آور الهی سفر می‌کند.
این عمل از طریق دسته‌ای از تمرینات معنوی انجام می‌گیرد که پیروان این علم از آن آگاهند.
    • اکنکار بر ارزش تجربیات معنوى به عنوان طبیعى‌ترین راه بازگشت به سوى خداوند تاکید دارد.
این راه به شما مى‌آموزد که چگونه براى افزایش آگاهى و لذت بردن از آزادى معنوى به درونتان بنگرید و گوش فرا دهید.
توسط آموزشها و تمرینات معنوى اکنکار خواهید توانست یک زندگى شاد، پر ثمر و متعادل داشته باشید و همچنین به اکتشاف جهانهاى معنوى خداوند بپردازید. همچنین آموزشهاى اکنکار بر دو ویژگى روح مقدس یعنى نور و صوت تاکید دارد و توسط این آموزشها خواهیم توانست با نور و صوت خداوند ارتباط برقرار کنیم و آنرا ببینیم و بشنویم. با بهره بردن از آموزشهاى اکنکار و تمرینات معنوى آن خواهیم توانست حضور روح مقدس را در زندگیمان تشخیص دهیم و مى‌آموزیم که ما روح هستیم، بارقه‌اى از خداوند که براى کسب تجربیات معنوى به این دنیا فرستاده شده‌ایم. و همینطور که شکوفایى معنوى حاصل مى‌کنیم، مى‌آموزیم که عشق خداوند را از طریق خدمت به دیگران بیان کنیم.

اعتقادات اصلی اکنکار

    • روح ابدی و هویت حقیقی فرد است
    • بدلیل عشق خداوند به روح است که روح وجود دارد
    • روح در سفری برای شناخت خود و خداست
    • شکوفایی معنوی می‌تواند با تماس آگاهانه با اک، روح مقدس تسریع شود
    • این تماس می‌تواند در طی تمرینات معنوی اک و با راهنمایی استاد در قید حیات اک حاصل شود
    • ماهانتا، استاد در قید حیات اک رهبر معنوی اکنکار است
    • تجربه و آزادی معنوی در این زندگی برای همه میسر است
    • شما می‌توانید به طور فعالانه جهانهای معنوی را از طریق سفر روح، رویاها و روش های دیگر مورد بررسی قرار دهید

اکنکار چیست ؟

دانش باستانی سفرروحجهان های آسمانی فراسوی دید آدمیان قراردارند .ولاکن همانقدر واقعی هستند که زمینی که برآن قدم برمی داریم . سفینه ها فضایی قرن بیستم آدمی را به سوی مرزهای شگفت انگیز فضا پرتاب می کنند .اما تکلیف کیهان های درون چیست؟متاسفانه این اقالیم همچون سیاه چاله ای درپس ابهام وراز باقی مانده اند .سرعتهای برق اسای امروز فرصت زیادی برای این سوال باقی نمی گذارند من دراین دنیا چه می کنم ؟ جستجوی ما برای عشق حکمت وآزادی تا بدینجا بیشتر راه بیهودگی پیموده است .آنگاه چشمانمان به واژه افسونگر سفرروح می افتدآیا شهامت این امید واری راداریم سفرروح وسیله ای است که قدیسین بزرگ همیشه به کارگرفته اند تا اسرار اقالیم خدا را هنگام به سربردن درکالبد جسمانی بیابند .امروزه جهانهای الهی دوباره مسافرین خسته وبی قراررا به خود می خوانند .تمام آنچه آدمی برای این اقدام نیازدارد عبارت است ازیک نقشه راهنما ویک قلب مشتاق . اکنکا رکلید جهان های اسرارهمان نقشه است اما اشتیاق وکنجکاوی سهمی است که خواننده باید ازخود بگذارد. جهان به سرعت به مهم‌ترین مقاطع تاریخ نزدیک می شود .بهره گرفتن ازاین دانش باستانی دراین برهه بی نهایت ضرورت دارد. همگی برای سفر ه جهانهای اثیری علی ذهنی وروح آماده شوید پرواز هم اکنون آغازمی شود خوش آمدید.
نوشته پشت کتاب کلید جهان های اسرار

برخی پرسشهای متداول

- آیا اکنکار ادعا می کند که تنها راه به سوی خداوند است؟ راههای زیادی به سوی خدا هست، و اکنکار یکی از آنهاست. با این وجود، اکنکار مدعی است که مستقیم ترین مسیر به سوی خداوند است.
- آیا اکنکار از هندوستان آمده است؟ آموزشهای اکنکار از سپیده دم زمان به شکلهای مختلف در این سیاره بوده اند. هیچ کشوری نمی تواند ادعا کند که زادگاه آنها است. به هرحال این آموزشها به ندرت آشکارا و عمومی تعلیم داده شده اند، همچون از زمانی که بنیان گذار اکنکار، پال توییچل، آنها را در میانه قرن بیستم به شکل نوینی به ارمغان آورد.
- آیا اعضای اکنکار استاد زنده اک را نیایش می کنند؟ اعضای اکنکار احترام عمیقی برای استاد زنده اک قائلند، اما او را نیایش نمی کنند. تمامی استادان اک وابستگی و دلبستگی احساسی به یک شخصیت را منع می کنند.
- چه کسی استاد زنده اک را تعیین می کند؟ استاد زنده اک به‌وسیله سوگماد (خداوند) انتخاب می شود. هر استاد زنده اک جانشین خود را تربیت می کند.
- استاد زنده اک در حال حاضر کیست؟ (2006) استاد زنده اک در حال حاضر سری هارولد کلمپ است. او در سال 1981 ماهانتا، استاد زنده اک گردید.
- چه تعداد طبقه (سطح) وجود دارد؟ بیشمار طبقه و زیرطبقه وجود دارد. جهانهای پایین شامل سطوح فیزیکی(مادی)، اثیری(اختری)، علی(سببی)، ذهنی و اتری هستند. نخستین سطح فراتر از جهانهای پایینی به عنوان طبقه روح شناخته می شود. به همین ترتیب سطوح بسیاری بالاتر از آن وجود دارند.
- آیا سفر روح مشابه سفر اثیری است؟ خیر. سفر اثیری روشی پر زحمت و محدود برای ترک بدن است. یادگیری سفر روح ساده تر است و به طریق کاملاً متفاوتی عمل می کند، یعنی گسترش آگاهی فرد با نور و صوت خداوند. سفر اثیری محدود به طبقه اثیری است، درحالیکه سفر روح می تواند در تمامی سطوح تا طبقه روح صورت گیرد.
- آیا خلاص شدن از شر همه کارمای فرد در یک زندگی امکان پذیر است؟ بله. برنامه رهاسازی که توسط استاد زنده اک سرپرستی می شود دانشجو را قادر می کند که کارمای خود را پشت سر بگذارد و همینجا در روی زمین، پیش از آن که به جهان بعدی نقل مکان کند، آموزش خویش را تکمیل نماید. بیشتر این تسویه حساب کارمیک در حالت رویا رخ می دهد، گاهی یکباره در چندین سطح. این مزیتی بزرگ برای همه کسانی است که در پی بناکردن پایگاهی در جهانهای رفیع خداوند هستند.
- آیا اکنکار زندگی مرا ساده تر می کند؟ هدف اکنکار این است که به شما کمک کند تا رابطه کاری نزدیکتری با روح القدس ایجاد کنید. این، درک، خرد، عشق، و دسته ای از ابزارهای معنوی را در برخورد با موقعیت ها و مبارزات زندگی فراهم می کند.
- آیا اکنکار افراد روحانی دارد؟ اگر چنین است، آنها چگونه واجد شرایط می گردند؟ اعضایی که به وصلهای بالا رسیده اند - پنجم و بالاتر - ممکن است صلاحیت فرد روحانی اکنکار را پیدا کنند. پرورش معنوی برای چنین جایگاهی عموماً پانزده تا بیست سال طول می کشد. افراد روحانی اکنکار دسته ای از اعمال معنوی را اجرا می کنند و داوطلبانه و بدون درخواست پاداشی در اجتماع خدمت می کنند.
- آیا اکنکار قصد دارد که سبب ایجاد صلح جهانی گردد؟ استادان اک به دانشجویانشان یاد آور می شوند که جهان فیزیکی آمیخته ای از بسیاری از انواع تجربیات با روح هایی با درجه کمال متفاوت است. خداوند آن را اینگونه طراحی کرده است. اکنکار تنها قصد دارد که به روح در سفر بازگشتش به سوی خداوند یاری رساند.
- آیا اکنکار شاخه ای از یک آیین دیگر است؟ خیر. درحالیکه ممکن است محققین درباره قدمت آن بحث کنند و به نتایج متفاوتی برسند، بنیان های اکنکار ریشه در روزگار باستان دارند. استادان اک در هر قسمتی از جهان در مراحل مختلف تاریخ فعالیت کرده اند و در تکامل بسیاری از راه های مذهبی دیگر موثر بوده اند.
- آیا اکنکار قوانین یا محدودیتهایی چون دستورالعمل و راهنمای پوشیدن لباس یا رژیم غذایی دارد؟ قوانین یا محدودیتهایی از این نوع در اکنکار وجود ندارد. با این وجود، از دانشجویان انتظار می رود که بالاترین سطح استاندارد اخلاقی و رفتار فردی را مورد ملاحظه قرار دهند. کشیدن سیگار و نوشیدن الکل منع شده اند. استفاده از داروها (drugs)، مگر برای معالجه پزشکی، به عنوان گامی به عقب در رهایی معنوی فرد نگریسته می شود و به شدت منع گردیده است.
- آیا اکنکار با سقط جنین یا همجنس بازی مخالفت می کند؟ اکنکار می آموزد که روح ابدی و فناناپذیر است و اینکه روح اینجا بر روی زمین است تا تجربه کسب کند. اکنکار موضوعاتی از قبیل سقط جنین، طلاق، یا گرایش جنسی را به عنوان تصمیماتی شخصی در نظر گرفته و به عنوان یک سازمان نظری نمی دهد.
- آیا اکنکار کتاب مقدسی دارد؟ بله. آن به عنوان «شریعت-کی-سوگماد» شناخته می شود که به معنی "راه جاودانی" است، و شامل حدودا دوازده جلد می باشد. دو جلد نخست منتشر شده اند، درحالیکه بقیه ممکن است در طبقات درونی مورد کنکاش قرا گیرند.
- آیا هزینه پیروی از اکنکار زیاد است؟ خیر. اکنکار مبلغی اهدایی برای عضویت همراه با هر سال عضویت درخواست می کند که مبلغ پیشنهادی در کشورهای توسعه یافته 130 دلار برای اشخاص یا 160 دلار برای خانواده، و در کشورهای در حال توسعه 50 دلار برای شخص یا 75 دلار برای خانواده است. (2006)
- آیا می توانم اکنکار را به تنهایی در خانه خودم مطالعه کنم؟ بله. برخی از اعضا مطالعه خصوصی آموزشنامه های اک را انتخاب می کنند و ارتباط کمی با اعضای دیگر دارند.
- آیا می توانم اکنکار را بدون عضویت تمرین کنم؟ بله. ماهانتا، استاد زنده اک با تمام جویندگانی که به او برای راهنمایی و محافظت توجه می کنند از نظر معنوی کار می کند. با وجود این، وصلهای اک و برنامه های ویژه آموزشی که به وسیله استاد زنده اک تهیه می شوند تنها برای جویندگانی قابل دستیابی هستند که اکنکار را به عنوان مسیر معنوی خود انتخاب می کنند و به عضویت در می آیند.
- آیا اعضا می توانند اکنکار را به انتخاب خودشان ترک کنند؟ بله. نگه داشتن دیگران در یک مسیر خاص بر خلاف میلشان، تخلفی جدی از قوانین معنوی است.

منبع

توئیچل، پال: اکنکار، کلید جهان‌های اسرار

پیوند به بیرون

Symbole ECK
ECKANKAR, la Religion de la Lumière et du Son de Dieu

Photo du temple ECK
Temple de ECK

Symbole ECK

قوانین عدم وابستگی
رها شدن از تمایلات قوی نسبت به محیط پیرامون و تعلقات آن به گونه‌ای که اصرار بر عدم ارتباط یا جدا شدن از آنها نداشته باشی. بلکه رهایی ذهن از عشق به دنیا و تمامی خواسته‌های دنیوی
واژه عدم وابستگی خیلی سرد است. معنی آن بشرح زیر است:
ما به عنوان، یکی از همگان دارای تجربیات خاص رنج و لذت خواهیم بود، ولی اجازه نمی‌دهیم این تجربیات تعادل عاطفیمان را تحت تاثیر خود قرار دهد و اذهان ما را، در نقاط افراط رنج و لذت‌ها بیفکند.
کنترل واقعی به معنای عدم وابستگی نسبت به ترس است. هرگاه شما به این وجه مهم خداوند نائل شوید، می‌توانید از زندگی باشکوه‌تری لذت ببرید، بله شما می‌توانید نشاطی توأم با رنج داشته باشید و آنگونه که قبلاً متاثر می‌شدید، نباشید. فقط هنگامی که ترس، مسلط بر آن دو قطب لذت و رنج می‌باشد، زندگی شما به تعلقات فیزیکی، ذهنی و ذهنی، معنوی‌اش وابسته است.
اگر ترس را رها سازید و دیگر لازم نیست در زندگیتان هیچ چیزی دیگری را از دست بدهید. عظیم‌ترین شادی‌های فیزیکی، ذهنی و معنوی متعلق به شما خواهد بود، توأم با رنج‌هایی که در جهت تعادل زندگیتان ضرورت دارند
لبه تیغ در واقع عدم وابستگی فرد از چیز‌های دنیوی است، درحالی که ممکن است از آنها به عنوان برکات زندگی لذت ببرد، زیرا که کارماهای گذشته آنها را به منظور تجربه کردن، پیش آورده است. ریاضت و فقر و انزوا هیچ خاصیتی ندارد، مگر اینکه فرد این تجربیات را برای تصفیه روح خویش لازم داشته باشد.1
هیچ انسانی به خداوند نمی‌رسد مگر اینکه در مسیر ایثار به سوگماد از طریق ماهانتا قرار گیرد. فرد باید از تمامی حوادث و تعلقات مادی رها باشد و بدانها اهمیت ندهد. چلا به دلیل اینکه تمرکز عشق او فراتر از چیز‌های فانی دنیوی است، به چنین رفتاری نائل می‌شود و به جهان‌های آسمانی می‌رسد.
حواس آدمی به دلیل عشق به اشیا برای او خواسته می‌آفریند، از خواسته‌های او خشم بر می‌انگیزد از خشم فریفتگی ناشی می‌شود و فریفتگی خاطرات و احساسات پیچیده‌ایی را به جریان می‌اندازد. همین جریان، عشق فرد را به خداوند نابود می‌سازد و او انحطاط می‌یابد. ولی هنگامی که فرد منضبط است و عشق خود را معطوف ماهانتا می‌سازد، در ورای توجه حواسش به چیز‌های خارجی و رها از رنج ولذت‌های ناشی آن حرکت می‌کند، و پیش از همه رها از افراط کاری‌ها است
وایراگ مرتبه عدم وابستگی آگاهی ، در راستای ادراک خداوند است . عدم وابستگی به معنای عدم خیر خواهی ، بی‌توجهی و بدون احساس عشق نمی‌باشد. خیلی ساده، یعنی شما می‌توانید همدردی و خیرخواهی کنید، از زندگی هم لذت ببرید، ولی اگر رنج و اندوه پیش آمد این مانعی تا آخر زندگی شما نخواهد بود.
شما قادرید اراده خداوند را در آن مشاهده کنید.
در انجیل مسیحیت، خیرخواهی، را به عنوان نیت خیر معرفی کرده‌اند، ما آن را وایراگ یا عدم وابستگی می‌نامیم.
عدم وابستگی یعنی مشاهده بازی زندگی، آن زمان که باید گریه کنیم، می‌گرییم، وقتی‌باید بخندیم، می‌خندیم، ولی در همه حال از دریچه روح به زندگی می‌نگریم و می‌دانیم حتی این نیز خواهد گذشت.
عدم وابستگی به معنی بی‌عاطفگی نیست، یعنی هر چه که در زندگی داریم، اگر از دست برود ما نابود نخواهیم شد. زیرا ما به زندگی اعتماد کامل داریم چون می‌دانیم هر چه که در جهت پیشرفت معنوی ما لازم است به ما می‌دهد
تعدادی از افراد هستند که از آب جاودانگی نوشیده‌اند، آنها آموخته‌اند، که چگونه با آنزیم‌ها همراهی کنند و جریان کهولت را متوقف سازند زیرا ماموریتی دارند. توقف یا ادامه حیات در کالبد فیزیکی بر آنها حائز توجه نیست. آنها فقط وظیفه خود را انجام می‌دهند. فردی که شایسته این ماموریت است، آموخته تا در مرتبه عدم وابستگی یا وایراگ به سر ببرد.
این به معنی عدم توجه به خانواده و از دست دادن تمامی عواطف نیست، به طوری که مانند یک آدم ماشینی در زندگی حرکت کند و دائماً بگوید: من در مرحله عدم وابستگی به‌سر می‌برم. ابداً این‌طور نیست هر کس چنین رفتاری داشته باشد در مرحله خواب بسر می‌برد.
قوانین نامریی
هفت اصل آگاهی به شرح زیر می‌باشند
1 قدردانی: به معنی قدر دانی از معلم است.
2 صداقت: به معنی برانگیختن جوینده در جهت جستجو برای سطوح آگاهی بالاتر.
3عدم خودبینی: به معنی آمادگی جهت قربانی کردن «من» خود برای کل هستی.
4 معنویت: بمعنی قابلیت ادراک ارزش‌های معنوی از طریق یک طرح کامل و مطلق.
5 ایثار: سرشار کردن ذهن از روح و عشق، روح افکار باطنی و بخشودن خویش به آگاهی کل هستی.
6 تلاش فردی: نیروی اک انگیزنده آگاهی که در درون تمام انسان‌ها وجود دارد.
7 حصول : پاداش اعمال معنوی.1
قانون کارما
قانون علت و اثر، عمل و عکس‌العمل ، عدالت، کیفر، پاداش، که در مورد جهان‌های پایین یا روانی صدق می‌کند، مناطق فیزیکی، اثیری، علی، ذهنی و اتری، قانون موازنه هستی که تحت فرمان ارتعاشات است، جریان به داخل و خارج، مبحث ارتعاشات. یکی از دوازده قانونی که عوالم را باقی نگه می‌دارد
جهانی بودن قانون کارما یکی از عوامل اصلی پیوستگی حیات است. و این پیوستگی حیات نه تنها مربوط به انسان بلکه حیوانات، گیاهان و معدنیات نیز می‌شود. همگی اینها یک خانواده بزرگ را تشکیل می‌دهد که تاریخچه و کارمایی غیر قابل تفکیک دارد
روی هم رفته خانواده‌ای را که روح در منطقه فیزیکی بر می‌گزیند، بر عهده خداوندگار کارما ست ، نه خود فرد. درست مانند نگهبانی که به عنوان امین جهت مراقبت از طفلی معین شده است، او نیز برای روح خانواده‌ای را بر می‌گزیند تا بهترین شرایط تحولات معنوی را در آن تجربه کند. او در این انتخاب، به هیچ عنوان اجازه ندارد احساسات و حقوق فرضی از جانب فرد را در نظر بگیرید. از دید او، تعیین جایگاه امری بسیار ساده است.
قانون کارما که چنین ابزاری را مهیا می‌سازد، یک اصل است و باید مورد اطاعت واقع شود.
سرنوشت، شرایط تولد فرد را رقم می‌زند. بیشتر آنچه که فرد پس از آن عمل می‌کند. براساس اراده آزادش است و این اراده آزاد ممکن است بر تقدیر غالب شود ولی اولین کاری که فرد می‌کند بیدار ساختن استعداد‌های خلاقی است که از طریق آنها می تواند زندگی مادی و معنوی خود را به درستی شکل بخشد.
در مجموع تقدیر حاکم بر شرایط فرد است، آزادی در اراده به او حق انتخاب حرکت در این مسیر تقدیری و یا رفتن به ورای آن را می‌دهد
به سادگی می‌توان گفت که چیزی به خشم بی‌غرض یا عادلانه وجود ندارد، اک تفاوتی ما بین خشم بنابر دلیلی و یا خشم بدون دلیل قایل نمی‌شود. براساس قانون کارما، هرگاه عدم تعادلی در عواطف رخ دهد، اک به طور منصفانه‌ای عدالت را اجرا و تقسیم می‌ دارد
افرادی که درمانگری معنوی می‌کنند، ممکن است به دلیل قانون کارما که تعجیلی ندارد، چندین سال را به خوبی سپری سازند. روح جمعی وقت بسیار دارد، و در جمع آوری بدهی‌هایی که فرد بوجود آورده است، هیچ عجله‌ای ندارد، یک درمانگر روانی ممکن است برای ده، بیست یا حتی چهل‌سال هم اوضاعش روبراه باشد، ولی بطور ناگهانی سلامتی‌اش به خطر می‌افتد، کار ما به آخر رسیده است و باید بدهی ها پرداخت شود. او نمی‌داند چه اتفاقی رخ می‌دهد که می‌تواند همه کس را درمان کند به غیر از خودش. بیشتر از همه اینکه نمی‌داند چرا این اتفاق رخ داده است. او به هیچ وجه درک نمی‌کند که قوانین روح را زیر پا گذاشته است
هر چه قدر در سطح آگاهیتان بالاتر روید بازتاب اعمالتان سریعتر می‌گردد. در انجیل سنت پل، از قانون کارما این گونه نام برده است: “ انسان هر چقدر بکارد، همان قدر برداشت می‌کند. ”
پیش از قدم گذاشتن در مسیر معنوی، شما در حال باز پس‌دادن بدهی‌های مربوط به یکی دو زندگی پیش از این خواهد بود به طوری که نمی‌توانید ارتباطی بین اشتباهات گذشته و تاوان‌های این زندگی برقرار کنید. طی حرکت در مسیر معنوی، هرچه قدر که بالاتر می‌روید، این باز پرداخت‌ها سریع‌تر رخ می‌دهد، اگر عملی انجام دهید که مابین شخص دیگری و ادراک خداوند قرار گیرد، بلافاصله می‌فهمید که یکی از قوانین معنوی را زیر پا گذاشته‌اید. گاهی اوقات در یک هفته، چند دقیقه یا حتی چند ثانیه به سوی شما بر می‌گردد به قدری سریع رخ می‌دهد که می‌گویید: آه این رنج نتیجه عدم ادراک آن قانون معنوی است.
برای فردی که به مراتب بالای آگاهی دست نیافته باشد، قانون کارما به سرعت بسوی او بر نمی‌گردد هر چقدر در هوشیاری خود بالاتر روید، این قانون سریعتر عمل می‌کند. این مورد از جهتی خوب است و از جهتی بد، از این جهت خوب است که به محض اینکه به کسی کلک بزنید، این قانــون بر می‌انگیزد و سریعتر از این کارما خلاص می‌شوید. هر چقدر بالاتر می‌روید مسیر باریک و ظریف‌تر می‌گردد، برخی آنرا لبه تیغ می‌نامند.
افرادی که اعتنایی به این قانون معنوی نمی‌کنند ممکن است، در حال آموزش زندگی به همان شکلی که هست باشند و آنرا در دزدی و کلک و خوشگذرانی می‌یابد. گاهی اوقات این قانون مطالباتش را برای دو، ده ، بیست یا سی سال، طلب نمی‌کند یا حتی تا زندگی بعدی. هرگاه این بدهی‌ها به محض زیر پا گذاشتن قانون معنوی، سر‌نمی‌رسند، فرد تصور می‌کند از پرداخت بدهی‌ها معاف است ولی در ازای هر عمل ما یک سکه واقعی باید پرداخت شود.
من قادرم بعضی از موانع را برای شما بردارم ولی همه آنها را بر نمی‌دارم. بدهی که جهت پرداخت به خداوند، به وجود آمده است، باید توسط همان شخصی که مسبب آن می‌باشد پرداخت شود. قانون حیات این است: انسان هر چقدر بکارد، همانقدر برداشت می‌کند.
یکی از مزایای راه اک این است که عمده کارمای ما می‌تواند به جای این منطقه در مناطق درونی تسویه شود. اگر ما بدهی‌هایی به وجود آورده‌ایم، باید آنها را به خداوند بپردازیم ولی در مسیر اک این امکان را داریم که در منطقه فیزیکی تسویه حساب نکنی و در مراحل رویا و مناطق درونی این کار صورت گیرد.1
به ما چنین القاء شده است که هر آنچه انجام دهیم حتی اگر اشتباه باشد، خداوندی ما را مورد عفو قرار می‌دهد. بعضی از آدم‌ها فکر می‌کنند تنها کاری که می‌توانند انجام دهند، فقط درخواست کردن است. آنها تصور می‌کنند می‌توانند به دیگران توصیه‌هایی کنند که زندگی‌هایشان بر بیاد برود و فقط باید به این خاطر از خداوند طلب آمرزش کنند درنتیجه همه چیز فراموش خواهد شد. متاسفانه این افراد از قانون معنوی اطلاعی ندارند، سنت‌پل گفته است: “ انسان هر چه بکارد همان را برداشت می‌کند.”
شما می‌توانیدخودتان را گول بزنید. انسان می‌تواند غذا‌های عوضی تناول کند. ولی بلاخره بر او تاثیر می‌گذارد و استدلالش این است که می‌تواند به پزشک مراجعه کند و یا از خداوند درخواست درمان کند. اگر دعایش مستجاب نشود، می‌گوید خدا مرا درمان نکرد، پس خداوند چنین اعتقاداتی نباید واقعی باشد، درحقیقت او خود را بدهکار روح کرده است و شخصا باید این بدهی را باز پس دهد. هیچ کس نمی‌تواند به او کمک کند. مگر خودش.2
چهار زوآس
چهار قانون (زوآس) اکنکار برای واصلین حلقه پنجم یعنی مهدیس‌ها چنین هستند
1- مهدیس نباید از الکل، تنباکو، مخدر، قمار بازی یا شرارت به هر طریقی استفاده کند هیچ مهدیسی در سطح حیوانی وجود نخواهد داشت. او یک رهبر است و باید تمرکز توجه خود را فراتر از روان و شهوات گسترده کند.
2- مهدیس با لحنی بد گویانه، اندوهگین و یا فریبکارانه سخن نمی‌گوید. او از اعمال دیگران انتقاد نمی‌کند و اشتباهات آنها را مورد سرزنش قرار نمی‌دهد. او در جهت جنگ و دعوا صدمه زدن به دیگران برنمی‌خیزد. او در همه حال نسبت به یاران خود درست و مودبانه رفتار می‌کند و نشاط و همدردی بسیاری برای آنها به همراه دارد.
3- مهدیس از تمامی بند‌های معتقدات شخصی فروتنانه و عاشقانه رها خواهد بود. او از قوانین کارما که ممکن است با بیهودگی و شرارت او را به دام‌اندازد رها می‌باشد. مهدیس تمامی موجودات و مخلوقات سوگماد را دوست خواهد داشت.
4- مهدیس باید پیام اک را هر چند یکبار اعلام دارد و به جهان ثابت کند که نمونه خلوص و نشاط است، او باید نشان دهد که شاگرد در کالبد انسانی باید بر کالبد انسانی مهارت و تسلط داشته باشد. این یکی از قوانین مشخص سوگماد است. هنگام گذر بر جهان دیگر هر استاد در قید حیاتی کارهای خود را به استاد بعدی محول می‌کند که در کالبدی قرار دارد و تا زمانی که بخواهد به جهان دیگر منتقل شود همه چیز را ادامه خواهد داد. اساتیدی که منتقل می‌شوند تعالیم را پس از اینکه چلا‌ها به جهان‌های بالاتر منتقل شدند، ادامه خواهند داد. استاد اک از آنها استقبال می‌کند و چلاها مطالعات جدیدی را در جهان‌های آسمانی تحت نظارت او آغاز می‌کنند.
اینها چهار قانون موجود برای مهدیس‌ها ، واصلین حلقه پنجم می‌باشند. این قوانین مورد اطاعت و احترام استاد خواهند بود. زیرا هر قانونی دارای نفوذ و قدرتی عظیم می‌باشد. آثار اکنکار عمدتا بستگی به مهدیس‌ها دارد.1
قانون عشق
است ولی آگاهی قلب عشق به ارمغان می‌آورد و عشق همه چیز
عدم مداخله
حتی استاد اک در قید حیات نیز بدون اجازه مشخص فرد، وارد ماجرای شخصی او نمی‌شود. قانون معنوی این را ممنوع کرده است
هر کسی که هر نوع تغییر ، یا تاثیری در ذهن دیگری بگذارد ، حتی دعا، یکی از قوانین آگاهی معنوی را بر آشفته است
هرگاه فردی را در مشکلات و دردسر می‌بینیم، احساس همدردی داریم، ولی این را همه می‌دانیم که این مشکلات ناشی از تلاش‌های خود او در مسیر هستند. ما آزادی تجربه این مشکلات را به او می‌دهیم اگر او درخواست یاری و همدردی کند، حال به هر طریقی ، اجازه داریم به او بدهیم ولی مسلماً نباید در مشکلات شخصی کسی مداخله کرده و آنها را با گفتن اینکه من ، “ برای درمان او دعا می‌کنم ” به دوش خود بکشیم ، ما قانون روح را می‌آموزیم. استاد اک در قید حیات هیچ گاه در زندگی شما مداخله نمی‌کند زیرا سطح آگاهی شما مانند خانه شما است، و ورود به منزلتان بدون اجازه، نقض یکی از قوانین معنوی است. گرفتاری‌هایی که ما داریم نتیجه اعمال خودمان هستند و ناشی از بی‌توجهی نسبت به قولنین معنوی‌اند. چه ما آگاه باشیم یا نباشیم، این قوانین عمل می کنند.
هرکسی که قوانین معنوی را نقض کند، حتی اگر در جهالت باشد ، باید بهای آن را بپردازد. این بالاترین تمامی قوانین است. با دیگران همانگونه رفتار کن که می‌خواهی با خودت رفتار کنند، بدین معنی که اگر من نمی‌خواهم آدم‌ها بدون اجازه در زندگی‌ام مداخله کنند، باید نسبت به دیگران این قانون را رعایت کنم
سکوت
کامیت KAMIT قانون سکوت
بهای سکوت در مورد تعالیم اسراری، ماجراهای شخصی با اک و کلمه شخصی واصلین
قوانین معنوی مانند قانون سکوت ممکن است ظاهراً بسیار ساده به نظر برسد ولی قصد آن فقط وقتی مشخص می‌شود که فرد تصمیم می‌گیردآنها را تمرین کند. این قانون بخصوص به معنی سکوت در مورد هر آنچه می‌باشد که ما بین ماهانتا، (استاد درونی) و چلا می‌گذارد، مگر آنکه استاد دستورات دیگری صادر کند ولی آدم‌ها معمولاً به این قوانین بی‌توجهی می‌کنند ، خصوصا اگر این آزمون‌ها مربوط به خودشان باشد
کلام یا اک مقدس، باید در سکوت تمرین شود. فقط کسانی که کلمه خود را طی وصل دریافت کرده‌اند، می‌توانند از طریق ماهانتا برکات سوگماد را دریافت کند. تمرین کلمه اسراری هر واصل هنگامی که در جمع است درونی و هنگامی که تنهاست می‌تواند شفاهاً صورت بگیرد. او نه تنها کامیت یعنی قانون سکوت را با کلمة اسراری خود تمرین می کند بلکه سکوت در ارتباط با تجربیات شخصی اش با اک و هر آنچه تعالیم اسراری به او داده می‌شود را نیز تمرین می‌کند
ما باید برای تحولات معنوی خودمان تلاش کنیم. در طی مسیر تشویق کنندگانی برای هلهله و تشویق ما وجود نخواهد داشت. به سختی ممکن است هنگام تبعیت از قانون سکوت کسی از تجربیات نور و صوت ما باخبر باشد. وصل درونی ممکن است سال‌ها پیش از دریافت کاغذ صورتی رنگی که از ما برای تکمیل حلقة وصل منطقه فیزیکی دعوت می‌کند، دریافت شود
قانون سکوت بسیار خوب است. بهتر است مشکلات خود را بر آستین‌های خود آویزان نکنیم تا همه شاهدآن باشند و در موردش بحث کنند. اساتید اک می‌گویند: سخن چینی را فراموش کنید زیرا عملی وارسته و معنوی نیست. تمامی آن فرضیات ذهنی برای ما هیچ مفهومی نخواهد داشت.2
هرگاه شخصی می‌خواهد در مورد تجربیات شما در اک بداند، شما نباید وارد بحث و توضیح مفصلی بشوید. شما می‌توانید از قانون سکوت تبعیت کنید و به سادگی بگویید: اینکه من دارای چه تجربیاتی هستم اهمیتی ندارد، شما چه کرده‌اید؟ به آنها یکی از کتب اک را بدهید و بگویید: تمرینات معنوی را امتحان کنید . . . اگر برای شما عمل کردند، عالی است، این مسیر چیزی دارد که به شما هدیه کند. اگر نه، شاید این مسیر مناسب شما نیست. ولی برای خودت امتحان کن
و صـل Initiations
در زمان وصل اسراری حیاتی به چلا ابلاغ می شود که روند رشد و استهلاک کارمای او را تسهیل می کند . بر تر ین و کامل ترین دستورات برای انجام دادن تمرین های معنوی اک ، ] در این زمان [ ارائه می شوند . این تمهید چلا را در گشودن بینایی و شنوایی درونی یاری می دهد و به این واسطه پیشرفتی جاودانه به سوی سوگماد آغاز می گردد .
شــر یــعت - کی - ســو گـماد ( کـتـا ب او ل )
خانمی از اهالی استرالیا مایل بود از چگونگی اولین وصل خود مطلع شود . وقتی که برای دریافت وصل آماده شد ، خانمی که از واصلین حلقه های بالاتر بود ، در رویا به نزد او آمد و گفت ، “ بیا به نزد استاد برویم . “ چلا و زن واصل با هم به سوی یکی از مناطق طبقه اثیری به را افتادند . در حال قدم زدن با هم صحبت می کردند . به زودی استاد در کالبد نورانی ظاهر شد و وصل اول را به او عطا کرد . پس از یک سال ،‌ این خانم آمادة دریافت و صل حلقة دوم بود . این وصل به طور همزمان در درون و بیرون داده می شود و در این نقطه با روح القدس ارتباطی تمام و کمال برقرار می گردد . همین طوری که دو نفری مشغول گفتگو بودند ، چلا متوجه شد که واصل او را به سوی منطقه ای ساحلی می برد . این منظره برایش بسیار آشنا بود .
وی به یاد آورد که از زمان کودکی بارها و بارها این منظره را در خواب دیده است . با خود گفت ، “ این واقعیت دارد یا زائیدة تصورات خودم است . “ ناگهان کاملا نسبت به محیط هوشیار شد . سپس استاد اک ،‌ربازار تارز نیز در ساحل به آنان ملحق شد . پیش رویشان ، روی شن های ساحل نیمکتی بود که میوة زیادی رویش گذاشته بودند . ما ها نتـا ، استاد درون که در انتظار آنان بود و پیاله ای مزین به جواهرات قیمتی در دست داشت ، به چلا گفت ، “ این آب حیات است ، بگیر و بنوش . “
آب حیات در واقع همان اک یا نور و صوت الهی است و کسـی که از آن بنوشد دیگر همچون گذشته نخواهد بود . این از زمره اتفاقاتی است که در خلال وصل اول اک رخ می دهند . همان طور که خود خواهید دید ، اک طر یق عشق است . وقتی که این رابطه بین روح فردی و روح الهی برقرار گردد ، بهترین فرصت ها برای برخورداری از یک زندگی پر ثمر به دست می آید .
اک جوهرة سوگماد ( خداوند ) است که از خالق به سوی جهان های تحتانی جاری می شود و سپس به سوی مبدا خود باز می گردد و در این روند تمام هستی را استحکام می بخشد . در طی قرون و اعصار اسامی مختلفی به اک داده اند ، روح القدس ، روح مقدس ، لو گو س ، کلمه ، روح الهی ، بنی و ودان ، تعدادی از این اسامی هستند . بسیاری از مذاهب از جهاتی با اک در ارتباطند . روح الهی جریان مسموع حیات نیز خوانده می شود ، زیرا می توان آن را در قالب صوت شنید . آ؛اهی از این صوت ، وجه تمایز اکنکـار از سایر تفکرات الهی است . هنگامی که روح آماده شود ، ماهانتـا آن را به این جریان وصل می کند . این وصل به روح فرصت می دهد تا با سرعت دلخواه خود به سوی خداوند سفر کند .
هر کسی که در روند پیشرفت معنوی خود ،‌شایستگی وصل های بعدی را کسب می کند . هر حلقة وصل ، پیوند عاشقانة موجود بین انسان و خدا را مستحکم تر می سازد . ذ هن فاقد فدرت کافی برای ادراک جهان هایی است که فراسوی طبقة روح واقع هستند و این توانایی ، درک بهشت های الهی و رابطة وصل با آنها را برای ما محدود می کند . از بعد فیزیکی ما می توانیم چهارده حلقة‌وصل را شناسایی کنیم . با وجود این ، همیشه در اکنکـار چیزی موسوم به عنصر اضافی وجود دارد . منظور این است که برای کیهـان های معـنوی پایانی متصور نیست . جهان های الهی مکان هایی محدود به مرز نیسـتـند .
هر یک از ما با سطح آگاهی متفاوتی وارد اکنکـار می شویم . درجة شکوفایی معنوی ما در این زندگی و تناخات قبلی بستگی دارد . برخی افراد در زندگی های قبلی بستگی دارد . برخی افراد در زندگی های قبلی با تعالیم اک آشنا شده اند و به همین دلیل به سرعت پیشزفت می کنند . برای عده ای هم شاید این نخستین تماس با آموزش های اک و نور و صوت باشد . این گروه احتمالا پیشرفت معنوی با روند آهسته را آرامش بخش تر می دانند . پس از نخستین وصل که در رویا عـطا می شود ، وصل های اک به دو شکل درونی و بیرونی یا فیزیکی و معنوی داده می شوند . استاد حق در قید حیات ، شخصا اجازة هر وصل را صادر می کند . سپس دعوت نامه ای برای دریافت وصل به دست چلا می رسد. در وهلة بعدی ، چلا با یکی از واصلین حلقه های بالاتر اک ، قرار ملاقاتی می گذارد.
مراسم وصل کمتر از یک ساعت طول می کشد و طی آن برخی تعلیمات ارائه شده و فرد به مراقبه می نشیند . در برخی از وصل ها ، ذکر معنوی تازه ای داده می شود که به هنگام تمرین های معنوی زمزمه می گردد .هر کسی با روند متفاوتی پیشرفت می کند . معمولا بین وصل های اک چند سال فاصله می افتد . علت این فاصله اطمینان یافتن از استحکام ریشه های معنوی در هر مرتبه است . ممکن است بعضی افراد وصل خود را شش ماه پس از دریافت دعوت نامة بیرونی از استاد دریافت کنند یا شاید حتی برخی از افراد تا ماه ها پس از دریافت به اهمیت آن پی نبرند . هر حلقة وصل با یکی از طبقات در انطباق است . وصل حلقة دوم در ارتباط با طبقة اثیری ، سوم علی ، چهارم ذهنی ،‌و به همین ترتیب الی آخر . وصل حلقة پنجم اهمیت خاصی دارد ، چون با طبقة روح در انطباق است . این وصل و این طبقه ،‌آغاز جهان های معنوی واقع در فراسوی زمان و مکان است . در طبقة پنجم قوانین معمول کارما و تناسخ دیگر اعتباری ندارد .
مسلما اتصال به حلقة پنجم در اکنکــار تعادل و ادراک معنوی را تضمین نمی کند . آگاهی همواره باید لحظه به لحظه کسب گردد . علیرغم هر جایگاه معنوی که فرد احراز کرده باشد ، همیشه این امکان وجود دارد که او دچار سر در گمی و پسروی معنوی شود و در نتیجه به ناچار مسیری را که پیموده است از ابتدا آغاز کند. هر چه به جهان های برتر می رویم،‌راه باریک تر می شود ، و هر چه آزادی معنوی بیشتری کسب می کنیم ،‌ مسئو لیتمان بیشتر تعمیم می یابد.
وصل های اک می توانند در زندگی معنوی ما تا ثیر مثبتی بر جای گذارند . اگر به عنوان واصل حلقة دوم با قوانین و اصول منطقة اثیری آشنا شویم ،‌ممکن است تصور کنیم که این قوانین در همه جا به طور یکسان عمل می کنند ، ولی بسیاری از افرادی که وصل حلقة سوم را دریافت می کنند ، از تفاوت قوانین حاکم بر طبقة علی نسبت به طبقات قبلی کاملا شگفت زده می شوند . در اینجا باید قوانین جدید را بیاموزند . این روند بخشی از رشد معنوی ماست .
تنها ما ها نتــا ، استاد حق در قید حیات قادر است به وسیلة وصل ، روح را به اک اتصا ل دهد . وصل بیرونی ساده و آسان است . درست مانند سایر تجر بیات در اکنکــار ، واقعة اصلی در درون رخ می دهد . وصل ظاهری نشانه ای فیزیکی از یک حادثة معنو ی درونی است و همین حادثة درونی است که تمام تغییرات را موجب می گردد .در اکنکــار واصلین حلقة پنج به بالا ، در زمرة مقامات معنـوی محسوب می گردند و آموزگاران کلاس های اک باید حداقل وصل دوم را دریافت کرده باشند . اما هیچیک از این جنبه ها نباید سبب شوند که چلا خود ر ا با دیگران مقایسه کند یا در جامعه به تناسب وصل خود از موقعیت خاصی برخوردار شود . وصل های اک شخصی و مقدس هستند .
استاد حق در قید حیات تنها کسی است که می تواند وصل را به چلا اهدا کند . نخستین وصل معمولا در خلال سال اول وردد به اکنکار داده می شود که وصلی درونی است . جوینده گاهی این وصـل را به یاد می آورد و گاهی جنین نیست . این وصل ممکن است در رویا یا به هنگام انجام دادن تمرینات معنوی داده شود . هیچ گونه مراسم ظاهری خاصی برای وصل اول وجود ندارد . هر کسی صرف نظر از درجة ظاهری وصل خود ، در خور مقامات معنوی است و هر وصل دعوت نامه ای از سوی استاد است که ما را به برداشتن گام بعدی در راه سر منزل الهی فرا می خواند .
نکاتی در باره تناسخ :1- روح پس از طی کردن هر دوره از زندگی به درجه بالاتری از آگاهی ارتقاء مییابد
2-حلول به وضعیت پایین تر آگاهی از استثناء هاست و جزء موارد نادر است
3-هر فرد قادر است در هر قرن چهار تا پنج تناسخ را پشت سر بگذارد

4- هر تناسخ برای آموزش جنبه ای از زندگی منظور شده است
5- نقش ما در هر تناسخ عوض می شود . ( پدر به دختر کوچک , دختر به عمه , دایی به خواهر زاده و … )
6- خانواده ای که شما امروز با آنها زندگی می کنید فقط بخش کوچکی از خانواده بزرگ گذشته شماست
7-پیوندهای درونی از زمان فراتر می روند

8- ممکن است در رویا با یکی از زندگی های قبلی خود مواجه شوید
بچه ها زندگی قبلی را به یاد می آورند و

انسان ها هنگام تولد با اختلاف فاحشی از سطوح آگاهی وارد جهان می شوند
9- همه ما گذشته ایی را درون خود حمل می کنیم
10- تجربه های قرون گذشته روحیه امروزمان را شکل می دهد
11- افکار و اعمال گذشته تعیین کننده مشخصات ظاهری و همین طور اخلاق و رفتارمان است
12- در هر تناسخ درسهایی می گیریم و مهارت هایی پیدا می کنیم اما در زندگی بعدی آنها را فراموش می کنیم
13- فراخوانی اطلاعات زندگی های گذشته به ما می آموزد که چرا زندگی امروزمان این چنین است
14- کسانی که مشکلات جسمی دارند باید چند برابر دیگران برای عشق بورزند

اکنکار
 

ربازار تارزرا
مشعلدار اکنکار در جهانهای تحتانی می‌دانند، او استاد بسیاری از اساتیداک بوده است. او بیش از 500 سال سن دارد و در کلبه‌ای در کوههای هندوکش زندگی می‌کند.
وقتی در وضعیت دشواری بودید می‌توانید از او کمک بخواهید.
حدود 180 سانتی متر قد دارد. ریشهایی پرپشت و مشکی دارد. دستهای او بزرگ و مربع شکل هستند که نشانهء زندگی سخت کوهستان می‌باشند. دانش او درمورد سرزمینهای دور مثل یک دائرةالعمارف است.
چشمان او مشخصهء اصلی او هستند. همچون دو برکهء تاریک، گویا همه چیز را می‌بینند و می‌دانند. این چشمهای پر از مهربانی، مانند آینه‌ای برای روح عمل می‌کنند و مثل میکروسکوپی برای تجربه و کار برروی کیهان هستند. نگاه به این چشمها یعنی غرق شدن در نور و صوت خداوند.
او در قرون وسطی، استاد اک در قید حیات بود. گفته می‌شود که او همراه با فوبی کوانتز، راهنمای کریستوف کلمب بودند.
او به عنوان مشعلدار اک، همیشه فاصلهء بین دو استاد را پر می‌کند.
او خیلی رک است و مزاح نمی‌کند.
تکنیک برقراری ارتباط
چشمان خود را ببندید و در حالت مراقبه قرار گیرید. ساحلاقیانوسی را تجسم کنید که بر لبه آن قدم می‌زنید. برخورد آب گرم با پاهایتان را حس کنید. مرغهای دریایی در ساحل را ببینید.
نفس کشیدنتان را با حرکت رفت و برگشتی موج هماهنگ کنید. با هر موجی که به سمتتان می‌آید، هوا را به درون بکشید (دم) و بعد با بازگشت موج عمل بازدم را انجام دهید و در بازدم به آرامی ربازارتارز را زمزمه کنید (تلفظ صحیح ، ری-با-زار است). این عمل را 20 تا 30 دقیقه انجام دهید.
زمانیکه در این تمرین تبحر یافتید، استاد بنزدتان می‌آید.
ابتدا شاید ملاقات با این اساتید تخیلتان به نظر برسد، ولی با تمرین و پشتکار می فهمید که آنها کاملاً مثل شما واقعی هستند.
اکنکار چیست ؟
دانش باستانی سفرروح به جهان های آسمانی که فراسوی دید آدمیان قراردارند و همانقدر واقعی هستند که زمینی که برآن قدم برمی داریم . سفینه ها فضایی قرن بیستم آدمی را به سوی مرزهای شگفت انگیز فضا پرتاب می کنند .اما تکلیف کیهان های درون چیست؟متاسفانه این اقالیم همچون سیاه چاله ای درپس ابهام باقی مانده اند .سرعت برق آسای امروز فرصت زیادی برای این سوال باقی نمی گذارند من دراین دنیا چه می کنم ؟ جستجوی ما برای عشق حکمت وآزادی تا بدینجا بیشتر راه بیهودگی پیموده است .آنگاه چشمانمان به واژه افسونگر سفرروح می افتدآیا شهامت این امید واری راداریم سفرروح وسیله ای است که قدیسین بزرگ همیشه به کارگرفته اند تا اسرار اقالیم خدا را هنگام به سربردن درکالبد جسمانی بیابند .امروزه جهانهای الهی دوباره مسافرین خسته وبی قرار را به خود می خوانند .تمام آنچه آدمی برای این اقدام نیازدارد عبارت است ازیک نقشه راهنما ویک قلب مشتاق . اکنکار کلید جهان های اسرار همان نقشه است اما اشتیاق و کنجکاوی سهمی است که خواننده باید ازخود بگذارد. جهان به سرعت به مهم‌ترین مقاطع تاریخ نزدیک می شود .بهره گرفتن ازاین دانش باستانی دراین برهه بی نهایت ضرورت دارد. همگی برای سفر ه جهانهای اثیری علی ذهنی وروح آماده شوید پرواز هم اکنون آغازمی شود. (برکت باشید)
اِکَنکار طریقت قدیمی است که در حدود سال ۱۹۶۵ از حالت پنهانی در آمد. بنیانگذار این طریقتپال توئیچل بود. مرکز این طریقت در شهر چن‌هسن در ایالت مینه‌سوتا
پیروان این طریقت معتقدند که اکنکار دانش باستانی سفر روح است. مقوله‌ای درباره انعکاس آگاهی درونی است که از میان وضعیت‌های تحتانی به وضعیتهای شعفناک و نشئه‌آور الهی سفر می‌کند.
این عمل از طریق دسته‌ای از تمرینات معنوی انجام می‌گیرد که پیروان این علم از آن آگاهند.
اکنکار بر ارزش تجربیات معنوى به عنوان طبیعى‌ترین راه بازگشت به سوى خداوند تاکید دارد.
این راه به شما مى‌آموزد که چگونه براى افزایش آگاهى و لذت بردن از آزادى معنوى به درونتان بنگرید و گوش فرا دهید.
توسط آموزشها و تمرینات معنوى اکنکار خواهید توانست یک زندگى شاد، پر ثمر و متعادل داشته باشید و همچنین به اکتشاف جهانهاى معنوى خداوند بپردازید. همچنین آموزشهاى اکنکار بر دو ویژگى روح مقدس یعنى نور و صوت تاکید دارد و توسط این آموزشها خواهیم توانست با نور و صوت خداوند ارتباط برقرار کنیم و آنرا ببینیم و بشنویم. با بهره بردن از آموزشهاى اکنکار و تمرینات معنوى آن خواهیم توانست حضور روح مقدس را در زندگیمان تشخیص دهیم و مى‌آموزیم که ما روح هستیم، بارقه‌اى از خداوند که براى کسب تجربیات معنوى به این دنیا فرستاده شده‌ایم. و همینطور که شکوفایى معنوى حاصل مى‌کنیم، مى‌آموزیم که عشق خداوند را از طریق خدمت به دیگران بیان کنیم
سری پال توئیچل از سوی نظام وایراگی مامور احیای طریقتی باستانی گشت که آن را به نام باستانی اکنکار به جهانیان معرفی کرد.اکنکار ربشه ای باستانی دارد که در عصر حاضر از خفا به عیان رو کرد.معنای آن همکاری با خداوند می باشد.
اعتقادات اصلی اکنکار
روح ابدی و هویت حقیقی فرد است
بدلیل عشق خداوند به روح است که روح وجود دارد
روح در سفری برای شناخت خود و خداست
شکوفایی معنوی می‌تواند با تماس آگاهانه با اک، روح مقدس تسریع شود
این تماس می‌تواند در طی تمرینات معنوی اک و با راهنمایی استاد در قید حیات اک حاصل شود
ماهانتا، استاد در قید حیات اک رهبر معنوی اکنکار است
تجربه و آزادی معنوی در این زندگی برای همه میسر است
شما می‌توانید به طور فعالانه جهانهای معنوی را از طریق سفر روح، رویاها و روش های دیگر مورد بررسی قرار دهید
در کتاب شریعت کی سوگماد۱ آمده است :
(( قلب دکترین اکنکار عشق است.این عشق جوهره ای الهی است که واقعیات را یکپارچه نموده ، روح ها را به هم پیوند می دهد.هر چه روح بــه جـهـانـهای بـرتـری می روداین عشق عظیم تر می گردد.عشق ریسمانی است که همه جهانها را به هم پیوند میدهد. عشق همانا اک در قید حیات ، روح سوگماد است.))
اصلی که به فکر، نیروی جنبشی ارتباط باشی مورد نظرش را می‌دهد و بنابراین منجر به تسلط بر تمامی تجربیات مقابلش می‌گردد. احساساتی که به فکر حیات می‌بخشد. احساس همانا خواسته است، و خواسته‌ها همانا عشق است
پیش از اینکه این جهان را ترک کنید، زحمت آموختن دکترین اسراری اک را به خود بدهید، که همانا قانون عشق است و می‌تواند شما را مستقیما به سوی خداوند هدایت کند
قانون عشق، آنچه را که برای معنوی و بلوغ شما ضرورت دارد، همراه می‌آورد.
بنابراین، اگر عشق می‌خواهید، سعی در درک این مطلب داشته باشید که تنها راه بدست آوردن عشق، بخشودن عشق است، هرچقدر بیشتر ببخشید، بیشتر دریافت می‌کنید. و تنها راهی که می‌توانید عشق ببخشایید این است که خود را از عشق سرشار سازید تا جایی که به مغناطیس عشق مبدل گردید.
به طور ساده مکانیسم های عشق به صورت زیر است:
افکار مجرای عواطف هستند و توسط قانون ارتعاشات منتقل می‌گردند، همانگونه که نور یا الکتریسیته انتقال می‌یابد. آنچه که موجب حیات افکار می‌شوند عواطفی هستند که از طریق قانون عشق منتقل می‌شوند، که توسط قانون رشد شکل گرفته و متجلی می‌گردند در واقع محصولی از روح است بنابراین ذاتاً مقدس، خلاق و معنوی می‌باشد.
از آنجا که ما می‌دانیم قادر نیستیم همه را به یک نسبت دوست بداریم، پس می‌توانیم معدودی را به گرمی دوست داشته ولی بنابر این قانون، عشقی غیر شخصی نثار همگان سازیم
راههای زیادی هستند که ما می‌توانیم توسط آنها به سوی خداوند برویم. خداوند راهها و مقاصد مختلفی را برای ما مستقر ساخته‌است، به گونه‌ای که برای همه ، مسیری وجود دارد، حتی برای ملحدان. شاید به نظر می‌رسد این مطلب یک پارادوکس خنده‌دار باشد ولی واقعیت دارد. یک ملحد می‌تواند خیلی بیش از یک نفر که مسیحی متولد شده و انجیل را همیشه به همراه دارد، به خداوند نزدیک‌تر باشد، زیرا او می‌تواند ادراک بهتری از قانون عشق داشته باشد
هرکسی که انتظار دریافت عشق دارد باید ابتدا در جستجوی بخشودن عشق باشد، تحت هر شرایطی باید بتواند عشق ببخشد، حتی اگر مورد تحقیر، بدرفتاری و سختی‌های بی مورد این جهان قرار بگیرد
شما فقط باید کسانی را که در انعکاس عشق شما صادق خواهند بود، برای بخشودن عشقتان انتخاب کنید. کسانی که از شما به منظور خود خواهانه استفاده نخواهند کرد. در واقع این مفهوم کاربرد تبعیض در عشق برای یارانتان می‌باشد.
ذهنیت گرایی قادر به تغییر موقعیت هاست، زیرا بخشی از ذهن مطلق وبخشی ازآن هم مانند نیروی اک می باشد. این نیز (مانند هرچیز دیگری) توسط قانون خداوند فرمانروایی می شود که همانا قانون عشق و قدرت خداوند در آفرینش می باشد که به طورطبیعی با اشیا خود ارتباط برقرار می کند، وآنها را متجلی می سازد
ما کل نیرانجان را به خاطر مشکلات خود سرزنش می‌کنیم، که این البته اساساً فطرت ماست. به بیان دیگر، کل عذر موجه ماست. ولی صادقانه‌تر این است که کل نیرانجان پادشاهان جهان منفی را به عنوان حاصل آفرینش خودمان بنگریم، آنکه هیچ حیات و انرژی ندارد. مگر زمانی که بدان ببخشیم. در واقع من دقیقاً به آن شخصی اشاره می‌کنم، که غالباً خودمان هستیم و دائماً این انرژی را به سوی دیگران پرتاب می‌کنیم. ما مسئول تمامی تشنّجاتی هستیم که بواسطه خشم ما در دیگران ایجاد می‌شود، و همچنین تمامی تشنّجاتی که آنها به نوبه خود به دیگران منتقل می‌کنند. شما هر چقدر به عنوان یک واصل وارد مراتب بالاتری می‌شوید مسئولیتتان عظیم‌تر می‌گردد، قانون عشق بسیار کامل‌تر می‌شود
البته قانونی والاتر وجود دارد و آن هم قانون عشق است. این همان قانون روح نور و صوت خداوند است شما می‌توانید این قانون را وارد زندگی خودتان سازید و هرگاه چنین عمل کردید، هیچ کس نمی‌تواند آن را از شما بگیرد و یا بگوید چه چیزی برای شما درست یا غلط است، شما بواسطه تجربه مستقیم نور و صوت الهی، خودتان خواهید دانست
شما متوجه خواهید شد، که جذبة معنوی همه را لمس نمی‌کند، ولی هر آنکس را که لمس کند، او آگاهی‌اش سرشار از عشق و تمامیت وجودش خواهد شد. عشق، خداوند است و عشق، عمل خداوند است.
خاطرات، تردید‌ها و ترس‌ها هرگاه از دریچه عشق دیده شوند، بسیار دور هستند. عشق در درون خودش آن قدر کامل و بدور از منطق است که هیچ چیز دیگری اهمیت ندارد . مرگ فقط یک حادثه کوچک است. شکنجه‌ها و رنج‌ها می‌تواند آنقدر ادامه یابد تا فرد بمیرد ولی اهمیتی ندارد. در آخر، این تقلا‌ها از بیهودگی می‌میرند. درست مانند سال‌هایی که هرگز بر نمی‌گردند، ولی عشق جاودانه است. رنج و گذشته هیچ چیز نیستند مگر نوچه‌های عشق یا محل بذر و رشد و نمو آن، که چنین ضرورت های بیهوده‌ای خیالاتی ظاهراً واقعی را در آن رها می‌سازند، مانند لرزش آرامش بخش دست خداوند بر روی شانه فرد.

‏هیچ نظری موجود نیست: